ماکروارگونومی در سیستم های تولیدی
ماکروارگونومی در سیستم های تولیدی
در عصر کنونی، سیستمهای تولیدی با پیچیدگیهای روزافزونی در ابعاد فنی، انسانی و سازمانی مواجه هستند. در حالی که رویکردهای سنتی ارگونومی عمدتاً بر سازگاری محیط کار با ویژگیهای آنتروپومتری و فیزیولوژیک افراد در سطح خرد (میکروارگونومی) متمرکز بودهاند، اما تجربه نشان داده است که بسیاری از ناکارآمدیها، حوادث شغلی و افت بهرهوری، ریشه در ساختارهای کلان سازمانی، فرآیندهای مدیریتی و تعاملات سیستمی دارند. این امر ضرورت توجه به رویکردی جامعتر و کلاننگر را آشکار ساخته است.
ماکروارگونومی (Macroergonomics) به عنوان شاخهای نوین و تکاملیافته از دانش ارگونومی، با نگاهی سیستمی و همهجانبه، به طراحی و بهینهسازی کل سازمان میپردازد. این رویکرد که بر پایه نظریه سیستمهای اجتماعی-فنی (Socio-Technical Systems) بنا شده است، تعاملات پویا میان سه مؤلفه کلیدی یعنی ساختار سازمانی، فرهنگ و رفتار انسانی و فناوریهای تولیدی را مورد بررسی و تحلیل قرار میدهد. در حقیقت، ماکروارگونومی به جای آنکه صرفاً به اصلاح وضعیت نشستن یک اپراتور یا طراحی دسته ابزار بپردازد، به دنبال پاسخ به این پرسش بنیادین است که «چگونه میتوان کل سیستم کار را به گونهای طراحی کرد که همزمان، بهرهوری را افزایش، اختلالات اسکلتی-عضلانی را کاهش، رضایت شغلی را ارتقا و ایمنی کل کارخانه را تضمین نماید؟»
در سیستمهای تولیدی پیچیده و پویای امروزی، نظیر صنایع خودروسازی، فولاد، پتروشیمی و معادن، اعمال صرفاً اصلاحات موضعی و سطحی، پاسخگوی چالشهای ریشهای نیست. برای نمونه، فشار کاری سنگین ناشی از چیدمان نامناسب خط تولید، برنامههای شیفتکاری غیراستاندارد، سبک رهبری نامناسب، ارتباطات ضعیف میان واحدها و نبود نظام ارزیابی عملکرد عادلانه، همگی نمونههایی از عوامل کلانارگونومیک هستند که میتوانند منجر به فرسودگی شغلی، افزایش نرخ خطا، شیوع بیماریهای روانتنی و در نهایت، کاهش شدید بهرهوری و رقابتپذیری گردند. از سوی دیگر، طراحی و استقرار نظامهای مشارکتی، بهبود فرآیندهای ارتباطی، تدوین برنامههای کاری انعطافپذیر و توانمندسازی نیروی انسانی، از مصادیق راهکارهای کلانارگونومیک هستند که میتوانند تحولاتی بنیادین در سلامت سازمانی و عملکرد سیستم تولید ایجاد کنند.
هدف از تدوین این نوشتار، تبیین مبانی، اصول و کاربردهای ماکروارگونومی در بستر سیستمهای تولیدی است و تلاش میکند تا با رویکردی کاربردی، ارتباط میان طراحی کلان سازمان و پیامدهای آن بر سلامت نیروی کار، ایمنی محیط و کارایی اقتصادی را روشن سازد. در این مسیر، ضمن معرفی مدلها و روشهای پیادهسازی این رویکرد، به بررسی چالشها و فرصتهای پیش روی صنایع در جهت گذار از ارگونومی سطح ایستگاه کار به سوی ارگونومی کلان سازمانی پرداخته خواهد شد.
بدون تردید، حرکت به سمت نظامهای تولیدی انسانمحور، پایدار و تابآور، در گرو درک عمیق از مفاهیم ماکروارگونومی و عزم جدی مدیران و کارشناسان برای اجرای آن در سطوح راهبردی و عملیاتی است. این نوشتار گامی است در جهت تحقق این مهم و ارتقای جایگاه ارگونومی از یک ابزار اصلاحی صرف، به یک رویکرد راهبردی در مدیریت سیستمهای تولیدی.
در این بخش به ارزیابی و مفهوم ماکروارگونومی در سیستم های تولیدی می پردازیم.
تولید را می توان به عنوان استفاده از فرآیندهای مکانیکی، فیزیکی و شیمیایی برای اصلاح شکل، خواص و یا ظاهر مواد اولیه برای ساخت قطعات یا محصولات تعریف کرد. توانایی انجام چنین تغییراتی به طور موثر مستلزم طراحی، پیاده سازی و استفاده از سیستم های تولیدی خاص است که تعیین کننده موفقیت یک شرکت خواهد بود. برای درک مفهوم سیستمهای تولید، تعاریفی ارائه خواهد شد.
سیستم تولیدی را می توان به طور کلی به عنوان زیرمجموعهای از سیستم های مهندسی تعریف کرد. سیستم های تولیدی، شامل توزیع و بهره برداری از ماشین ها، ابزارها، مواد، پرسنل و اطلاعات برای ایجاد یک محصول با ارزش افزوده (محصولات فیزیکی، اطلاعات یا خدمات) می باشند. همچنین سیستم تولیدی به عنوان ترکیبی تعاملی از افراد، مواد، ابزارها، ماشینها، نرمافزارها، امکانات و رویهها در هر سطحی از پیچیدگی که برای همکاری با یکدیگر برای یک هدف مشترک طراحی شدهاند، تعریف می شود.
یکی از ویژگیهای کلیدی سیستمهای کاری تولیدی این است که میتوانند ترکیبی از سیستمهای بسیار کوچکتر باشند که به عنوان زیرسیستم شناخته میشوند. بنابراین، تغییرات در هر سطحی از سیستم میتواند بر سایر قسمتها یا حتی کل سیستم تأثیر بگذارد. هدف سیستم های تولیدی، ایجاد یک محصول، با ارزش افزوده است. شکل ۱ هدف ساخت سیستم ها و همچنین اجزای آنها را نشان می دهد.

شکل ۱- هدف و اجزای یک سیستم تولیدی
2- عناصر یک سیستم تولید
شرکت های تولیدی از پرسنل، ابزار و اطلاعات تشکیل شده اند. پرسنل، وظایف مختلفی در زمینه بازاریابی، طراحی، تدارکات، کنترل موجودی، نظارت، ماشین کاری، مدیریت، خدمات، ایمنی و سلامت انجام می دهند. ابزار، شامل ماشین آلات، مواد، تجهیزات حمل و نقل، تجهیزات محاسباتی و انبارها می باشند. در نهایت، اطلاعات شامل بازاریابی، طراحی محصول، سیستمها و عملیات ساخت، فرآیندهای تولید، زنجیره تأمین و مدیریت است. همه این عناصر یک شرکت تولیدی را تشکیل می دهند که طراحی آن پیچیده است.
۱-۲- ماشین آلات
هدف استفاده از ماشین آلات جایگزینی انسان و یا افزایش قدرت انسان است تا تلاش لازم برای انجام برخی کارها به حداقل برسد. با این حال، لازم به ذکر است که برخی از ماشین آلات، افراد را در معرض خطر قرار داده و یا آنها را مجبور میکنند تلاش زیادی انجام دهند.
۲-۲- ابزار
فرهنگ لغت کمبریج ابزار را به عنوان وسیله ای تعریف می کند که عموماً از آهن یا فولاد ساخته شده است و ما برای ساختن یا تعمیر چیزی با دستان خود از آن استفاده می کنیم. از سویی ابزار به عنوان قطعه ای از تجهیزات برای انجام فعالیت خاص تعریف می شود. در یک سیستم تولیدی، ابزارها و ماشینها که به آن فناوری نیز گفته میشود، وظایف خاصی (اعمال نیرو، دقت، استدلال قیاسی، ذخیره سازی و پردازش داده) را تحت شرایط خاصی انجام میدهند که افراد به تنهایی نمیتوانند آنها را انجام دهند. همچنین ابزارها و ماشینها قادر به انجام کار طولانی مدت و نیز در محیطهایی که ممکن است پتانسیل صدمه رسانی به افراد را داشته باشند، هستند. فناوری و ابزار نقش مهمی در توسعه و تکامل سیستمهای تولیدی دارند. امروزه، ابزارها در سراسر جهان نقش اساسی برای حفظ کیفیت و عملکرد در صنایع مدرن هستند.
3-2- مواد خام
ماده خام هر نوع ماده اولیه ای است که در تولید اولیه یا ساخت یک کالا استفاده می شود. مواد اولیه را میتوان به دستههای مختلفی طبقهبندی کرد، متداولترین طبقهبندی پذیرفتهشده شامل چهار گروه است: (۱) فلزات، (۲) سرامیکها، (۳) پلیمرها و (۴) ترکیباتی از سه گروه اول. امروزه، تولید رقابتی، انتخاب مناسب مواد خام را مبنای خود قرار می دهد.
4-2- پرسنل
پرسنل، عنصر کلیدی در سیستم های کاری محسوب می گردد. در سیستم های کاری، هر فردی که وظیفه ای را انجام می دهد، نیروی انسانی محسوب می گردد. پرسنل را بر خلاف عناصر دیگر، به راحتی نمی توان جایگزین کرد پس دارای اهمیت زیادی برای شرکت ها محسوب می شوند. مدیران، مقامات دولتی و محققان علوم اجتماعی اهمیت سرمایه انسانی را برای رقابت و رشد اقتصادی یک شرکت در بازار جهانی به خوبی میدانند.
5-2- اطلاعات
اطلاعات، به مجموعهای از نمادها که در یک منبع وجود دارد و می تواند از یک نقطه به نقطه ای دیگر منتقل شود، اشاره دارد. از منظر ریشهشناسی، اطلاعات به معنای تلفیق سیستماتیک و کد گذاری مجموعهای از دادهها برای انتقال معنا می باشد. اطلاعات در شرکت های تولیدی به آنها اجازه میدهد که به جمعآوری، مدیریت و استفاده از این دادهها دست یابند و به اهداف خود برسند. همچنین، اطلاعات منجر به تولید دانش جمعی و سازمانی می گردد.
6-2- امکانات
امکانات را می توان به عنوان چیدمان تجهیزات فیزیکی در یک کارخانه در نظر گرفت. طراحی چیدمان بر بهره وری، سودآوری، کیفیت محصول و هزینه ها و تعادل عرضه و تقاضا تأثیر دارد. در نهایت، یک فرآیند تولید را می توان به عنوان مجموعهای از عملیات و فعالیت های متوالی و مرتبط با یکدیگر توصیف کرد که از طریق استفاده از ابزار، ماشین آلات یا تجهیزات برای تبدیل مواد به کالاهای ملموس و مفید برنامه ریزی شده اند. همانطور که مشاهده می شود، تمام اجزاء در سیستم های تولیدی برای دستیابی به هدف که ایجاد یک محصول نهایی است، ضروری می باشد.
ادامه مطلب را با دانلود فایل (تایپ شده و باکیفیت) پیوستی مشاهده کنید.
برای دیدن لینک دانلود در سایت ثبت نام و اکانت خود را ویژه کنید
ورود یا ثبـــت نــــاممزایای اشتراک ویژه : دسترسی به آرشیو هزاران مقالات تخصصی، درخواست مقالات فارسی و انگلیسی، مشاوره رایگان، تخفیف ویژه محصولات سایت و ...
حتما بخوانید:
⇐ ارزیابی ریسک از دیدگاه ماکروارگونومی در جهت بهبودی صنایع



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.