اندازه گیری ظرفیت انجام کار
اندازه گیری ظرفیت انجام کار
اندازه گیری ظرفیت انجام کار
فرمت: Pdf تعداد صفحات: 11
موضوعات:
- مقدمه
- روش های اندازه گیری و تعیین بیشترین ظرفیت انجام کار
- روش مستقیم
- روش غیر مستقیم
- استفاده از نموگرام آستراند
- محاسبه ظرفیت انجام کار با استفاده از VO2-max)
- پژوهش های انجام شده در ایران
کار و انسان دو جزء اصلی و جداییناپذیر هستیاند که باید به گونهای متناسب با یکدیگر برنامهریزی شوند. نبود تطابق و تناسب میان توانمندیهای انسان و نوع کاری که او انجام میدهد یا مسئولیتی که بر عهدۀ وی نهاده میشود، سبب بروز مسائل و مشکلات بسیاری میشود که از آن جمله میتوان به بروز آسیبهای شغلی نظیر ناراحتیهای استخوانی – عضلانی و پایین بودن بهرهوری نیروی کار اشاره کرد.
برای جلوگیری از این گونه مسائل و تأمین تندرستی نیروی کار، ارگونومی به عنوان راهکاری کارآمد به یاری انسان میشتابد. ارگونومی ارتباط متقابل انسان، محیط، ماشین و ابزار را واکاوی میکند و در پی بهینه کردن تناسب آنها با یکدیگر است. در ارگونومی ویژگیهای انسانی که شامل ویژگیهای کالبدشناختی، فیزیولوژیک و روانشناختی هستند، مورد بررسی و ارزیابی قرار میگیرند. به طور کلی میتوان گفت که فشارهای عصبی یا عامل زیانبار ارگونومی هنگامی وجود دارد که نیازمندیهای شغلی از توانمندیها و قابلیتهای فردی تجاوز کند و از این رو به عنوان یک راهکار همیشه باید تلاش کرد که تواناییها و قابلیتها از نیازمندیهای شغلی پیشی گیرند و بر آن تفوق داشته باشند. در این زمینه ارگونومی به سنجش توانمندیهای انسان میپردازد و بدین ترتیب مهندسان و طراحان را در هر چه متناسبتر ساختن دستگاهها و فرآیندها با ویژگیهای انسانی یاری میدهد. اصولاً فلسفۀ ارگونومی بر پایۀ این فرض منطقی استوار است که: «طراحی باید از انسان آغاز شود.»
استوار است که: «طراحی باید از انسان آغاز شود.» همانگونه که اشاره شد یکی از ویژگیهای انسانی، ویژگیهای فیزیولوژیک اوست. در مقالۀ حاضر پیرامون این ویژگیها و چگونگی اندازهگیری و سنجش آنها بحث میکنیم.
برخلاف پیشرفتهای شگفت تکنولوژیک که در قرن حاضر حاصل گشته و علیرغم استفاده روزافزون از دستگاههای خودکار در امر تولید، بازهم بهرهگیری از نیروی جسمانی انسان در مشاغل گوناگون اجتنابناپذیر است و به نظر میرسد که تا آن زمان که انجام کارها نیازمند نیروی عضلانی انسان نباشد، فاصله زیادی وجود داشته باشد. هر چند که در واحدهای تولیدی و کارخانجات شرایط کار و اشتغال کارگران نسبت به گذشته بسیار دگرگون شده، اما هنوز تعیین اینکه در صنایع تولیدی، تطبیق کار با شرایط جسمی کارگر چگونه باشد تا سلامت جسمانی و امنیت شغلی او را تأمین کند، خود مسئلهای بزرگ است.
با ارزشیابی مقدار نیروی لازم برای انجام کار و سنجش ویژگیهای فیزیولوژیک انسان میتوان او را به کاری متناسب و در حد و اندازههای تحمل فیزیولوژیک گمارد. بدین ترتیب، افزون بر حفظ تندرستی و توانایی جسمی او، میزان تولید و بهرهدهی نیز فزونتر خواهد شد. به همین دلیل است که سنجش و تعیین ظرفیت انجام کار فیزیکی یکی از جستارهای بسیار مهم علم ارگونومی است.
این اصطلاح را نخستین بار پروفسور بینک در سال ۱۹۶۲ معرفی و مطرح کرد. ظرفیت انجام کار فیزیکی گویای بیشترین مقدار انرژی است که شخص میتواند بدون اینکه به سلامت خود آسیبی رساند در طول نوبت کاری ۸ ساعت مصرف کند. با توجه به این شاخص (که از طریق منحنی و فرمول به دست میآید) میتوان حداکثر سختی کار یا بارکار را با توجه به مدت زمان انجام کار تعیین کرد تا ضمن استفاده از حداکثر قدرت کارگر، رضایت شغلی و سلامت جسمی او نیز تأمین شود.
در این زمینه گفتنی است که تنها دانستن اینکه انجام کاری معین به چه میزان انرژی نیاز دارد کافی نیست زیرا اگر ندانیم فردی که قرار است این کار را انجام دهد، از دیدگاه فیزیولوژیک در چه وضعیتی قرار دارد نمیتوان به طور علمی اظهار نظر کرد که کار مورد نظر برای این فرد مناسب است یا خیر. استانداردهایی از قبیل کار سبک، متوسط، سنگین و… بدون در نظر گرفتن فرد، مفاهیمی گنگ و مبهم دارند زیرا بسته به شرایط فیزیکی بدن ممکن است کاری برای یک فرد متوسط و برای دیگری سنگین باشد. به عبارت دیگر، تعریف کار سخت در اروپا را نمیتوان در کشورمان ایران به کار گرفت، زیرا برنامه غذایی، ساختار بدنی و شرایط جغرافیایی این دو سرزمین کاملاً متفاوت و متمایز از یکدیگرند. حتی در جوامع همگون تفاوت چشمگیری در ظرفیت انجام کار فیزیکی افراد گوناگون مشاهده میشود و این تفاوتها در جامعه تشکیلدهنده نیروی کار که شامل زنان، مردان، جوانان و سالخورندگان میشود بسیار مشهودتر است.
در حدود ۵۰ سال پیش دانشمندی به نام برودی عنوان کرد که انسان همانند ماشین میتواند تا ۵۰ درصد بیشترین توانایی خود را در فعالیتهای روزانه به مصرف برساند. مدتی بعد آستراند (۱۹۶۰) اثبات کرد که اگر شخص را در این حد از مصرف انرژی به کارگیریم پس از انجام کار روزانه مقدار بسیاری اکسیژن بدهکار میشود که برای جبران آن پس از پایان کار روزانه باید زمان زیادی را به استراحت بپردازد. از این رو، درصدهای کمتر از ۵۰ درصد را پیشنهاد کرد. به دنبال این پیشنهادات بونجر (۱۹۷۳) مقدار ۳۳ درصد بیشترین توانایی شخص را به عنوان حد قابل قبول مصرف انرژی پیشنهاد کرد که امروزه نیز مورد پذیرش پژوهشگران و دانشمندان فیزیولوژی کار است. در زمینهٔ اندازهگیری متابولیسم و میزان مصرف اکسیژن در هنگام کار، مارتیز خاطر نشان میسازد که لازم است تمام کارهای بدنی در محدوده ظرفیت هوازی انسان انجام شود، از این رو باید میزان اکسیژن مصرفی در هنگام کار به منظور انجام شدن فرآیندهای شیمیایی در بدن با انرژی عضلانی مصرف شده برای انجام کار، متناسب و متعادل باشد. در حال حاضر ظرفیت هوازی به عنوان بیشترین ظرفیت انجام کار در طول شیفت پذیرفته شده است. به هرحال امروزه دانشمندان بر این باورند که توانایی انجام کار فیزیکی میبایست با استفاده از بیشترین ظرفیت هوازی بدن تعیین شود. برای سنجش بیشترین ظرفیت هوازی بدن که در اینجا مترادف با بیشترین ظرفیت انجام کار انگاشته میشود، شیوههای گوناگونی وجود دارد که به اختصار به بحث پیرامون آنها میپردازیم. اما پیش از آغاز این جستار، بیشترین ظرفیت هوازی بدن یا را چنین تعریف میکنیم:
بیشترین مقدار اکسیژنی که میتواند به وسیله دستگاه تنفسی جذب شود و از طریق خون در اختیار ماهیچههای عمل کننده قرار گیرد. در این زمینه گفتنی است که توانایی انجام کار در درازمدت به قابلیت مصرف انرژی و جذب اکسیژن بدن بستگی دارد، بنابراین اندازهگیری بیشترین مقداری که دستگاه تنفس و سیستم گردش خون انسان میتوانند اکسیژن را به عضلات برسانند نمودی مشخص از قدرت و ظرفیت انجام کار فیزیکی است و به همین دلیل اندازهگیری آن از اهمیت و ارزش ویژهای برخوردار است.
ادامه مطلب را با دانلود فایل پیوستی مشاهده کنید.
برای دیدن لینک دانلود در سایت ثبت نام و اکانت خود را ویژه کنید
ورود یا ثبـــت نــــاممزایای اشتراک ویژه : دسترسی به آرشیو هزاران مقالات تخصصی، درخواست مقالات فارسی و انگلیسی، مشاوره رایگان، تخفیف ویژه محصولات سایت و ...
حتما بخوانید:
⇐ آزمایشات فیزیولوژی کار و خستگی




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.