طراحی صنعتی در بستر ارگونومی: از تولید انبوه تا مشتری مداری
طراحی صنعتی در بستر ارگونومی: از تولید انبوه تا مشتری مداری
طراحی صنعتی در بستر ارگونومی: از تولید انبوه تا مشتری مداری
فرمت: Pdf تعداد صفحات: 13
هماهنگی و حصول توأم کیفیت و بهرهوری، امری تصادفی نیست؛ بلکه نیاز به مهارتهای فنی مهندسی و سطوح شایستهای از خلاقیت دارد و این همان چیزی است که در حوزه و تخصص طراحی صنعتی بدان توجه میشود. به استناد تعریف ارائهشده از سوی انجمن طراحان صنعتی آمریکا (IDSA)، طراحی صنعتی حرفهای است تخصصی در حوزه خلق و توسعهی ایدههای طراحی محصولاتی با عملکردها و ارزشهای بهینه و همچنین ظاهر و ترکیببندی مناسب که هم برای استفادهکنندگان و هم برای تولیدکنندگان، مزایای شایستهای را به همراه داشته باشد. بنا به تعریف این انجمن، طراحان صنعتی بر طراحی ظاهر فیزیکی، عملکرد قابلیت تولید محصول و هم چنین فاکتورهایی چون ارزش و تجربه محصول یا خدمتی که به کاربران نهایی ارائه میشود، تأکید دارند.
لوییچی کولانی (Luigi Colani) دیزاینر معاصر، طراحی را شیوهای قانونمند میدانست و اعتقاد داشت که طراح باید طی مراحل و بررسیهای متوالی، به نیاز افراد پاسخ دهد.
فیلیپ استارک (Philippe Starck) طراح فرانسویتبار معاصر، طراحی را تفکر خالقانه بر بستر علم معرفی میکند و بر دو ویژگی بارز محصول یعنی «زیبایی» و «کارآیی» تأکید دارد.
ویکتور پاپانک اتریشی از پیشگامان طراحی محصول قرن بیستم، طراحی را تلاشی بخردانه، آگاهانه و منظم میداند. وی تأکید داشته که طراحی باید دارای معنا و مفهوم باشد و عملکرد محصول طراحیشده را در بستر فرهنگ، اکولوژی و اجتماعی میداند و ازاینرو عملکرد را یک ویژگی کمپلکس قلمداد میکند.

شکل 1: مدل پیچیدگی عملکرد پاپانک (برگرفته از Papane, 2009)
مواردی چون خلاقیت در طراحی، فرمپردازی مناسب، توجه به روابط ساختاری، از نکاتی هستند که در اکثر تعاریف ارائهشده از سوی طراحان و یا افرادی چون مالدانودو، روزه تالون مورد تأکید بوده است. بیشک سودآوری از یک محصول در گرو تلفیق متعادل «خلاقیت» و «بهرهوری و کیفیت» است.
بدیهی است بخش قابل توجه صفاتی چون «خلاقیت»، «بهرهوری» و «کیفیت» به محصول نهایی معطوف میشود. محصول نهایی باید قادر باشد ارتباطی مناسب با کاربر برقرار نماید. در این راستا باید دو مرحله «سخن گفتن با محصول» و «شنیدن از محصول» اتفاق بیفتد که هر دو در مهندسی عوامل انسانی و ارگونومی، مدیریت میشود. در این خصوص باید طراحی مناسب «واسطهای کاربری» که به کمک آنها «با محصول سخن میگوییم» و همچنین «طراحی مبتنی بر احساس» که در آن، محصول با ما ارتباط برقرار میکند (شکل 2)، موردتوجه قرار گیرند و اینجاست که تلفیق مناسب و شایسته «ارگونومی شناختی، ارگونومی فرهنگی، میکرو و ماکرو ارگونومی»، اهمیت خود را نشان میدهد. حاصل این هماهنگیها، پاسخگویی به نیاز مشتری است که بهنوبه خود به تولید موفق محصول یا خدمت میانجامد.

شکل (2): تعامل کاربر با محصول از طریق واسطهای کاربری (نگارنده)
نگاهی گذرا به تحولات تاریخی در طراحی محصول
اگر گذار یک محصول را از پیشهوری و صنایع دستی به سمت سازماندهیهای اولیه و برپایی واحدهای صنعتی بومی و نهایتاً سیستمهای صنعتی بزرگتر فرض کنیم، متوجه میشویم که هر یک از سه فاز یادشده که نهایتاً با انقلاب صنعتی مباحث جدی سرمایهگذاری و تولید انبوه را شکل دادند، دارای ویژگیهای منحصر به فردی هستند.
در ساختار تولید دستی، مراحل ساخت و تولید محصول از سوی یک پیشهور، یکپارچهسازی میشود و تقسیم کار به معنای واقعی، مفهومی ندارد. در این ساختار تسهیم دانش و فن، چندان اتفاق نمیافتد. طراحی محصول در این شرایط، با توجه به اینکه اولاً محدود به یک پیشهور است و دوماً مدیریت دانش در آن به شکل سازنده مطرح نیست، از نظر اعمال ملاحظات ارگونومیک، بسیار شخصی و سلیقهای شکل میگیرد.
البته نمیتوان حضور و وجود اجزاء و زیرگروههای ارگونومی را انکار کرد. در واقع حتی در تولید دستی کالا، همه پنج زیرگروه ارگونومی خواسته یا ناخواسته مد نظر بوده است، اما نحوه اجرا و محقق شدن آن کاملاً با آنچه از نظر اصول علمی باید اتفاق افتد، متفاوت بوده است.
برای مثال در تولید دستی کفش، گیوه، لباس یا حتی یک وسیله زینتی، سازنده محصول به ابعاد بدن سفارشدهنده دقت داشته است (میکرو ارگونومی) و جایگاه اجتماعی فرد را موردتوجه قرار داده (ارگونومی فرهنگی)، اینکه محصول در چه شرایطی استفاده میشود (محیط) برای پیشهور مهم بوده است. اما موارد اخیر جامعنگری لازم را نداشته و وابسته به تجربه پیشهور است که بالطبع از منظر تولید بهینه و انبوه، یک نقص تلقی میشود. همین محدودیتها، تنگناها و نواقص بود که حرکت به سوی تخصصی شدن و تنوع فرایندهای تولید کالا را شکل داد.
تقسیم کارها، بهکارگیری تعداد کارگران بیشتر (غیر ماهر) و تجزیه کارها به اجزاء کوچکتر، محقق شد. با انقلاب صنعتی، موارد اخیر در سطح وسیعتری مدیریت شد. مکانیزاسیون و تخصصی شدن کارها در یک سازمان تولیدی، مورد دقت قرار گرفت. بهتدریج با مهم شناخته شدن نقش مشتری، اهمیت طراحی صنعتی برای تولیدکنندگان بیش از پیش شناخته شد.
هر چند که واژهی طراحی صنعتی ابتدا در سال ۱۸۳۹ در مدرسه پسرانه کاتولیکی سنپتر نیوزلند و در فرایند تولید نقشهای پارچهها (سیلک) استفاده شد، اما عملاً بهعنوان یک حوزهی فنی-هنری و تخصصی از سوی طراح نیوزلندی، ژوزف سینل (۱۹۱۹) بهکار گرفته شد. در عین حال شاید بتوان کریستوفر درس را بهعنوان اولین طراح صنعتی مستقل دانست.
ادامه مطلب را با دانلود فایل پیوستی مشاهده کنید.
برای دیدن لینک دانلود در سایت ثبت نام و اکانت خود را ویژه کنید
ورود یا ثبـــت نــــاممزایای اشتراک ویژه : دسترسی به آرشیو هزاران مقالات تخصصی، درخواست مقالات فارسی و انگلیسی، مشاوره رایگان، تخفیف ویژه محصولات سایت و ...
حتما بخوانید:
⇐ هزینه ها و اقتصاد در ارگونومی




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.