• آموزش VIP
یکشنبه ۱۴۰۵/۰۴/۱۴ | ۰۱:۵۹:۱۹
سایت تخصصی دانشجویان بهداشت حرفه ای
  • خانه
    • پرتال
    • سایت متخصصین بهداشت و درمان
  • وبلاگ
  • فروشگاه
    • سبد خرید
    • پرداخت
    • راهنمای خرید
    • دانلود محصولاتی که خریدم!
    • بازنشانی گذرواژه
  • تبلیغات
  • استخدام
    • ثبت رزومه و آگهی
    • نویسندگی
  • خدمات
  • ابزارهای آنلاین
    • ابزار حمل دستی بار
    • ابزارهای اندازه گیری صدا
    • ابزار سن و روشنایی
  • ورود یا ثبت نام
  • ▼خروج از حساب کاربری
    • ویرایش حساب کاربری
  • Click to open the search input field Click to open the search input field جستجو
  • منو منو

خانه | مصاحبه با اساتید مهندسی بهداشت حرفه ای | مصاحبه با اندرو تچر رئیس انجمن بین‌المللی ارگونومی

مصاحبه با اندرو تچر رئیس انجمن بین‌المللی ارگونومی

مصاحبه با اندرو تچر رئیس انجمن بین‌المللی ارگونومی

در مصاحبه با اساتید مهندسی بهداشت حرفه ای/توسط Sirvan Sheikhi

مصاحبه کننده:
هستی ساداتی
دانشجوی رشته ارگونومی
دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی


لطفاً اگر تمایل دارید، بیوگرافی کوتاهی از خودتان برای ما و مخاطبان‌مان ارائه دهید.

من در حال حاضر استاد روان‌شناسی صنعتی سازمانی در دانشگاه ویتواترزرند در آفریقای جنوبی هستم. این دانشگاه نه‌تنها یکی از دو دانشگاه برتر کشور، بلکه یکی از دو دانشگاه ممتاز در کل قاره آفریقا نیز به شمار می‌آید. از سال ۱۹۹۵ فعالیت آموزشی خود را در این دانشگاه آغاز کرده‌ام و از سال ۲۰۰۸ به مرتبه دانشیاری ارتقا یافته‌ام؛ این دوره تقریباً هم‌زمان با آغاز فعالیت‌های پژوهشی من در حوزه نقش عوامل انسانی در پایداری بود. بیش از آن تمرکز اصلی پژوهش‌هایم بر ارگونومی شناختی قرار داشت و در زمینه‌هایی همچون طراحی رابط‌های کاربری فعالیت می‌کردم. پروژه کارشناسی ارشد من به طراحی اتاق کنترل نیروگاه اختصاص داشت و رساله دکتری‌ام نیز تا حدی به طراحی موتورهای جست‌وجوی دیجیتال و سایر سامانه‌های کنترل متمرکز بود؛ با این حال، از سال ۲۰۰۸ مسیر پژوهشی خود را به سمت عوامل انسانی، ارگونومی و پایداری تغییر دادم و از آن زمان تاکنون، این حوزه محور اصلی فعالیت‌های علمی و پژوهشی من بوده است. در حال حاضر ریاست انجمن بین‌المللی ارگونومی (IEA) را بر عهده دارم و از سال ۲۰۱۶ نیز به عنوان یکی از هم‌نویسندگان و سردبیر مجله ارگونومی فعالیت می‌کنم.

با ورود به این حوزه، به‌سرعت آشکار می‌شود که مسائل و چالش‌های مرتبط با پایداری در مناطق مختلف جهان یکسان نیستند و به همین دلیل، راه‌حل‌های پیشنهادی نیز باید متناسب با شرایط هر منطقه طراحی شوند. برای نمونه، در کشورهای جنوبی جهان، راه‌حل‌ها کمتر بر فناوری‌های پیشرفته متکی هستند و بیشتر بر تغییرات رفتاری و رویکردهای کم‌فناوری تمرکز دارند، درحالی‌که در کشورهای شمالی جهانی، توجه بیشتری به فناوری‌های پیشرفته و نحوه تعامل آن‌ها با انسان در حل مسائل پایداری معطوف است. با این‌حال، در هر دو منطقه، همان مسئله‌ای “بهینه‌سازی” است؛ یعنی همان مسئله‌ای که در مهندسی بسیار به آن می‌پردازیم؛ یعنی اطمینان از اینکه هنگام استفاده از منابع، آسیبی وارد نکنیم.

با توجه به پیشینه علمی و پژوهشی شما و همچنین اشاره‌تان به موضوع پایداری، از منظر ارگونومی چگونه می‌توان اطمینان حاصل کرد که گفت‌وگوی جهانی درباره کار، فناوری و پایداری، بازتاب‌دهنده صدای تمامی مناطق جهان باشد؟

پرسش بسیار خوبی است، زیرا وقتی از “صداهای مناطق مختلف جهان” سخن می‌گوییم، منظورمان تنوع دیدگاه‌هاست. نخستین بار این ایده را در قالب فعالیت‌های انجمن بین‌المللی ارگونومی (IEA) و از طریق یک کمیته فنی که حدود سال ۲۰۱۸ به ابتکار چارلز تأسیس شد، دنبال کردیم. من از ابتدا عضو این کمیته فنی بودم و از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۱ ریاست آن را بر عهده داشتم. هدف اصلی ما ایجاد بستری برای مشارکت دیدگاه‌های متنوع از سراسر جهان و بررسی این موضوع بود که عوامل انسانی و ارگونومی چگونه می‌توانند در یافتن راه‌حل‌هایی برای چالش‌های پایداری نقش‌آفرینی کنند. در عمل، این فرایند به شکل‌گیری شبکه‌ای گسترده از پژوهشگران و متخصصان علاقه‌مند به این حوزه منجر شد و می‌توان گفت که تا حد زیادی موفقیت‌آمیز بود. افراد بسیاری از نقاط مختلف جهان به این جریان پیوستند، هرچند میزان مشارکت در مناطق مختلف یکسان نبود. برای مثال، مشارکت‌کنندگان فعالی از نیوزیلند، استرالیا، ژاپن، کره جنوبی، چین، مالزی، سنگاپور، کشورهای مختلف اروپای شرقی، فنلاند، سوئیس، نروژ، هلند، گروهی بزرگ در فرانسه و بریتانیا، گروهی کوچک در ایالات متحده آمریکا، کانادا و گروه نسبتاً بزرگ کلمبیا و برزیل در این شبکه حضور داشتند. در نتیجه، جامعه‌ای از پژوهشگران و متخصصان پیرامون این موضوع شکل گرفت.

به‌نظر شما بزرگ‌ترین فرصت‌ها و مسئولیت‌های ما در قبال این مسائل (پایداری) چیست؟

درگیر شدن با موضوع پایداری، بهترین راه برای مشارکت، برای شما و هر فرد دیگری، پیوستن به یکی از کمیته‌های انجمن بین‌المللی ارگونومی است؛ کمیته‌ای که “کمیته فنی پایداری” نام دارد. عضویت در آن برای اعضای انجمن‌های عضو فدراسیون رایگان است و حتی اگر عضو یکی از این انجمن‌ها نباشید، باز هم می‌توانید بپیوندید و ما در این زمینه محدودیتی قائل نمی‌شویم. در حال حاضر از هویت رئیس این کمیته اطمینان ندارم، اما اطلاعات مربوط به کمیته‌های فنی از طریق وب‌سایت انجمن بین‌المللی ارگونومی و در بخش “درباره ما” در دسترس است و علاقه‌مندان می‌توانند از آن طریق اطلاعات بیشتری کسب کنند.

به‌طورکلی، دوست دارم پایداری را مسئله‌ای همگانی بدانم؛ نیازی نیست حتماً به آن علاقه‌ای ویژه داشته باشید تا آن را در تمام کارهایى که به‌عنوان یک متخصص عوامل انسانی و ارگونومی بگنجانید. از بسیاری جهات، پایداری در ذات کاری که ما در این حوزه انجام می‌دهیم نهفته است، حتی اگر آن را با این نام نخوانیم. ما درباره کارآمدی، سلامت و بهره‌وری کار صحبت می‌کنیم و همگی این‌ها مفاهیمی مرتبط با پایداری هستند. بنابراین وقتی وقتی به عوامل انسانی و ارگونومی می‌پردازید، در واقع به پایداری نیز پرداخته‌اید؛ تنها کافی است هنگام طراحی کار، به تمام منابع، به‌ویژه منابع محیطی، نیز بیندیشید.

برای نمونه، در بسیاری از کشورهای جهان، به‌ویژه در کشورهای شمالی جهان که منابع مالی برای راه‌حل‌های فناورانه را در اختیار دارند، معمولاً وقتی مسئله‌ای روبه‌رو می‌شویم، بی‌درنگ فناوری را به آن اضافه می‌کنیم. مثال ساده‌ای آن، وظیفه‌ای بلند کردن بار است. در کشورهای جنوبی جهان، حل این مسئله به معنای بهینه‌سازی خود وظیفه، اطمینان از وضعیت بدنی مناسب، یا ایجاد سطوحی است که نیاز به بلند کردن بار را برطرف کند. اما در کشورهای شمالی جهان، واکنش فوری این است که چگونه می‌توان فناوری‌ای یافت که بار را برای شما بلند کند تا خودتان آن را انجام ندهید؛ غافل از اینکه این رویکرد، خود مسائل تازه‌ای پدید می‌آورد.

هر بار که فناوری جدیدی اضافه می‌کنیم، از منابع طبیعی استفاده می‌کنیم. باید بیندیشیم که فلز این فناوری از کجا تأمین می‌شود، انرژی لازم برای به‌کار انداختن آن از کجا می‌آید، و در پایان عمر مفید آن چه سرنوشتی در انتظارش خواهد بود؛ آیا بازیافت می‌شود یا دور ریخته می‌شود. کشورهای شمال جهانی با چالش بزرگ‌تری مواجه‌اند، زیرا برای انجام کاری ساده، منابع بسیار بیشتری مصرف می‌کنند. به همین دلیل، مسئولیت‌های مرتبط با پایداری در کشورهای جنوبی جهان است، اما گمان می‌کنم همه ما باید به این موضوع توجه داشته باشند.

ایده‌آل من این است که پایداری به‌عنوان یکی از دیدگاه‌های در ارگونومی مورد توجه قرار گیرد و حتی دوست دارم که پایداری به‌عنوان یکی از واژگان کلیدی این رشته مطرح شود. درواقع، در حال بررسی برخی تغییرات در تعریف عوامل انسانی و ارگونومی هستیم تا به‌جای صحبت از رفاه و بهره‌وری یا عملکرد سیستم، صرفاً بر “سیستم‌های کاری پایدار” تأکید کنیم؛ چراکه در نهایت، کاری که انجام می‌دهیم، ایجاد همین سیستم‌های کاری پایدار است.

آیا می‌توانید نمونه یا روایتی از پروژه‌های ارائه دهید که در آن، عوامل انسانی تفاوتی واقعی در زندگی افراد یا جوامع ایجاد کرده باشد؟

بله. پروژه مورد علاقه‌ام، عمدتاً به دلیل جامعه‌ای که تحت تأثیر آن قرار گرفت، پروژه‌ای در مکانی به نام “سکونتگاه غیررسمی” بود (که اصطلاح قدیمی‌تر آن زاغه‌نشینی است).

ساکنان این منطقه در حاشیه‌ی رودخانه زندگی می‌کردند و خانه‌هایی داشتند که از ورق‌های فلزی موج‌دار به‌صورت سرهم‌بندی شده ساخته شده بود؛ و آن‌ها فقیرترین قشر قابل تصور بودند. مشکلی که داشتند این بود که اگرچه به آب دسترسی داشتند (یعنی یک شیر آب مشترک و همچنین توالت‌های عمومی در اختیارشان بود)، اما هیچ سامانه‌ای برای جمع‌آوری و دفع فاضلاب وجود نداشت. بنابراین اگر کسی کنار شیر آب، خود یا لباس‌هایش را می‌شست، آب مصرف شده روی زمین ریخته می‌شد و در میان کوچه پس کوچه‌های جامعه جاری می‌گشت و در این مسیر، انواع آلودگی‌ها را با خود منتقل می‌کرد.

ما تصمیم گرفتیم با استفاده از رویکرد مشارکتی در عوامل انسانی و طراحی، راه‌حلی برای جمع‌آوری و تصفیه‌ی آب ارائه کنیم؛ یک سیستم جمع‌آوری و تصفیه‌ی آب خاکستری. همچنین می‌خواستیم این طراحی مبتنی بر طبیعت باشد تا جامعه بتواند مالکیت آن را در دست بگیرد. این طرح بر اساس روش‌های طبیعی پالایش و با همکاری خود جامعه شکل گرفت و در نهایت به سیستمی به نام “تالاب مصنوعی” دست یافتیم که از توان طبیعی تالاب‌ها برای تصفیه‌ی آب بهره می‌می‌برد. تالاب مصنوعی را ایجاد کردیم و سپس در چندین مرحله با ساکنان منطقه همکاری کردیم تا استفاده از آن برایشان آسان‌تر شود. برای نمونه، ارتفاع تالاب‌ها را افزایش دادیم تا مردم بتوانند ظروف و بسته‌های خود را روی آن قرار دهند، آن‌ها را شست‌وشو کنند و دوباره بردارند؛ به‌این‌ترتیب فضای مناسبی برای شست‌وشو فراهم شد. با افزایش ارتفاع و جانمایی دقیق، از این سازه‌ها به‌عنوان مانعی در برابر آب‌های طوفانی نیز بهره بردیم، زیرا منطقه در حاشیه‌ی رودخانه و در معرض سیلاب‌های بالادست قرار داشت. همچنین دیواره‌های تالاب‌ها به‌گونه‌ای طراحی شدند که مسیرهای عبور مرتفعی ایجاد کنند؛ به‌طوری‌که این دیواره‌ها هم نقش حفاظتی داشتند و هم به‌عنوان گذرگاه مورد استفاده قرار می‌گرفتند. ما به جامعه آموزش دادیم؛ آموزش‌های ساخت‌وساز ارائه شد تا افراد بتوانند خودشان تالاب‌های بیشتری احداث کنند. اکنون این سازه‌ها در حال گسترش هستند و افراد نیز ساخت آن‌ها در مناطق گوناگون، شغل نیز پیدا می‌کنند.

در این پروژه ما صرفاً از مواد محلی استفاده کردیم، زیرا این سیستم هیچ قطعه‌ی متحرکی ندارد و به مواد شیمیایی برای فرایند تصفیه نیاز ندارد. گیاهان به‌کاررفته نیز به‌طور طبیعی در حاشیه‌ی رودخانه می‌رویند و بنابراین رایگان هستند. این‌ها راه‌حل‌هایی کم‌هزینه و طبیعی هستند که آب را تصفیه می‌کنند و از سازوکارهای طبیعی بهره می‌برند. این طرح، تلفیق است از راه‌حل‌های مبتنی بر طبیعت، رویکردهای مشارکتی و ارگونومی استاندارد. برای نمونه، می‌توان داد که با افزایش ارتفاع محل شست‌وشو، فشار روی کمر کاهش می‌یابد، انرژی موردنیاز برای انجام کار کمتر می‌شود و رضایت کاربران به‌طور چشمگیری افزایش می‌یابد. از دیدگاه من، این پروژه نمونه‌ای فوق‌العاده از همکاری جامعه و دانشمندان بود و واقعاً تجربه‌ای شگفت‌انگیز به شمار می‌رفت.

به‌نظر می‌رسد این موضوع، اهمیت همکاری چندرشته‌ای برای حل مسائل دنیای واقعی را نشان می‌دهد.

ما درواقع از رویکردی استفاده می‌کنیم که “فرارشته‌ای” نامیده می‌شود، نه صرفاً چندرشته‌ای. این رویکرد فرارشته‌ای است، زیرا از رشته‌های مختلف برای خلق چیزی نو بهره می‌گیرد. دو مؤلفه‌ی اساسی در این رویکرد وجود دارد. نخست آنکه افرادی که قرار است از محصول نهایی استفاده کنند، به‌عنوان ذی‌نفعان اصلی محسوب می‌شوند؛ آن‌ها دانشی را وارد پروژه می‌کنند که ما از آن بی‌بهره‌ایم؛ آن‌ها سازوکار جامعه‌ی خود و دیگر مسائل را می‌شناسند که ممکن است دانشمندان از آن آگاه نباشند. ما می‌توانیم آن‌ها را مطالعه کنیم و در نهایت به درک آن‌ها برسیم، اما اگر این افراد را از ابتدا در پروژه دخیل کنیم، بسیار سریع‌تر به راه‌حل‌ها دست خواهیم یافت. مؤلفه‌ی دوم آنکه ما چیزی نو خلق می‌کنیم؛ چیزی که در هیچ‌یک از رشته‌های منفرد وجود ندارد و فقط از طریق همکاری همه‌ی این رشته‌ها پدید می‌آید.

به‌نظر می‌رسد این موضوع نشان می‌دهد که طراحی انسان‌محور چگونه می‌تواند نقش حیاتی ایفا کند، به‌ویژه در ارگونومی. این نقش نه‌فقط به این حوزه محدود می‌شود، بلکه به‌اندازه‌ای گسترده است که همه‌ی دانشمندان بتوانند دقیقاً درک کنند که مردم و کاربران هر روز با چه مسائلی روبه‌رو هستند، نه‌اینکه صرفاً در آزمایشگاه بنشینند و به حل برخی مشکلات بپردازند.

دقیقاً به‌نکته‌ی درستی اشاره کردید. این همان طراحی انسان‌محور است. اصطلاح جالبی شنیدم که از خودم نیست، بلکه شخص دیگری درباره‌اش صحبت می‌کرد و آن بود که “عوامل انسانی و ارگونومی، چسبی هستند که سایر رشته‌ها را به هم متصل می‌کنند”. ما دانش، نظریه‌ها و تخصص خود را وارد این فرایندها می‌کنیم، اما درواقع چسبی هستیم که بسیاری از این رشته‌ها، از جمله خود کاربران یا دریافت‌کنندگان طراحی‌ها، را کنار هم نگاه می‌دارد.

اگر بخواهیم بیشتر بر مهندسی عوامل انسانی و خود ارگونومی تمرکز کنیم، این حوزه به‌واسطه‌ی پیشرفت سریع فناوری به‌سرعت در حال تغییر است. شما وضعیت کنونی ارگونومی را، به‌ویژه از نظر حوزه‌های فیزیکی، شناختی و سازمانی، چگونه توصیف می‌کنید؟

پاسخ به این پرسش دشوار است، زیرا معمولاً هر فردی که در حوزه‌های خاص فعالیت می‌کند، آن حوزه را مهم‌ترین حوزه می‌داند. اما روندی که هم‌اکنون در حال شکل‌گیری است، حرکت از نگاه سنتی به حوزه‌های فیزیکی، شناختی و سازمانی به‌عنوان بخش‌های مجزا، به سوی درک آن‌ها به‌عنوان ابعاد مختلف یک نظام واحد است. رویکردهای نوین بر این اساس استوارند که این حوزه‌ها را نه به‌عنوان سیلوهای مستقل، بلکه به‌عنوان جنبه‌های متفاوت یک سیستم در نظر بگیریم. ممکن است هر یک از ما در حوزه‌های مشخص تخصص داشته باشیم، اما برای ایجاد تغییرات پایدار و مؤثر، باید تمامی این ابعاد را در فرایند حل مسئله مدنظر قرار دهیم.

برای نمونه، می‌توان از منظر ارگونومی فیزیکی نگاه کرد و پرسید عرض چقدر باید باشد، وزن آن چقدر باشد، آیا کاربر قادر به جابه‌جایی یا چرخاندن آن هست یا خیر. از منظر شناختی نیز می‌توان بررسی کرد که آیا طراحی به‌گونه‌ای است که سرنخ‌های لازم برای درک نحوه‌ی استفاده از آن را فراهم می‌کند یا نه. یا از منظر سازمانی سنجید که این کار چگونه با سایر فعالیت‌های افراد هماهنگ می‌شود. با این‌حال، راه‌حل واقعی زمانی حاصل می‌شود که این سه جنبه به‌صورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرند؛ یعنی ابعاد فیزیکی، شناختی و سازمانی به‌طور هم‌زمان درک شوند و روابط متقابل آن‌ها برای حل مسئله مدنظر قرار گیرد.

این به آن معنا نیست که افراد نباید تخصص داشته باشند. برای نمونه، افرادی که پیشینه‌ی پزشکی یا فیزیولوژی دارند، تخصص بالایی در فیزیولوژی این فرایندها دارند و باید اذعان کنم که این حوزه، نقطه‌ی قوت من نیست. اما دانستن اینکه عوامل شناختی، عاطفی و تا حدی سازمانی مهم هستند و نیز اینکه باید درباره‌ی جنبه‌های فیزیکی و نحوه‌ی تعامل آن‌ها با جنبه‌های شناختی و سازمانی اطلاعات داشته باشم، ضروری است.

اگر بخواهیم درباره هوش مصنوعی صحبت کنیم، طبیعتاً نمی‌توان اهمیت و تأثیر آن بر زندگی، علم و کار را انکار کرد. شما چه چالش‌هایی را ناشی از هوش مصنوعی می‌بینید، به‌ویژه از منظر اخلاق و سیاست‌گذاری که در برخی سخنرانی‌های خود به آن‌ها اشاره کرده‌اید، مطرح می‌کنید؟

اکنون با شنیدن این پرسش لبخند می‌زنم، چون در حال نوشتن مقاله‌ای درباره‌ی همین موضوع هستیم که هنوز کامل نشده و کار زیادی روی آن انجام می‌دهیم. بنابراین سعی می‌کنم به‌صورت کلی صحبت کنم و از بیان جزئیاتی که به مقاله مربوط می‌شود، خودداری کنم. نوع هوش مصنوعی که هم‌اکنون در اختیار داریم، بسیار ساده‌تر از چیزی است که اغلب تصور می‌شود. ما تمایل داریم آن را فناوری‌ای شگفت‌انگیز بدانیم، زیرا قادر است بسیاری از کارها را با سرعتی بالا انجام دهد؛ اما درواقع بسیار ابتدایی است؛ در اصل، فقط یک پایگاه‌داده‌ی عظیم است که در آن جست‌وجو می‌شود و با استفاده از احتمالات، محتمل‌ترین پاسخ را بر اساس اطلاعات گردآوری‌شده، پیدا می‌کند. بنابراین در حال حاضر بیشتر یک الگوریتم پیچیده مبتنی بر احتمالات است و واقعاً هوشمند نیست، هرچند سرعت عملکرد آن ما را شگفت‌زده می‌کند.

با این‌حال، چالش‌های بزرگی در آینده پیش روی ما قرار دارد، زیرا بعید می‌دانم این پیشرفت در همین نقطه متوقف شود. انسان‌ها کنجکاو هستند و همواره می‌خواهند بدانند این فناوری تا چه اندازه می‌تواند پیشرفت کند. مسائل اخلاقی فراوانی مطرح است و قطعاً باید به آن‌ها توجه کنیم. از دیدگاه من، چند مسئله‌ی اساسی وجود دارد که عوامل انسانی و ارگونومی می‌توانند در آن‌ها نقش ایفا کنند.

نخست آنکه هوش مصنوعی همین حالا نیز در حال تغییر ماهیت و شیوه‌ی انجام کارهاست. برای برخی افراد، کار ساده‌تر شده است. برای نمونه، در حوزه‌هایی مانند روزنامه‌نگاری یا گزارش‌نویسی، به‌ویژه با هوش مصنوعی مولد، وظیفه‌‌ی نوشتن مستقیم متن به تولید دستورهای مناسب (پرامپت) و سپس بررسی صحت خروجی تغییر کرده است. دست‌کم این کاری است که باید انجام شود، هرچند بسیاری از دانشجویان آن را رعایت نمی‌کنند. با این‌حال، برای افرادی که اشتباه در کارشان می‌تواند پیامدهای حرفه‌ای جدی به همراه داشته باشد، بررسی و اعتبارسنجی خروجی‌ها امری ضروری است. بنابراین، از یک سو، کار آسان‌تر شده یا دست‌کم کانون توجه آن تغییر یافته است.

از سوی دیگر، برای برخی دیگر کار پیچیده‌تر شده است. برای نمونه، در رابطه‌ی استاد و دانشجو، نوشتن مقاله برای دانشجو آسان‌تر شده، اما برای استاد دشوارتر، زیرا باید بررسی کند که آیا محتوای آن واقعاً دقیق است یا نه؛ درحالی‌که وقتی دانشجو خودش می‌نوشت، تشخیص این موضوع آسان‌تر بود، چون نوشته‌ها معمولاً ضعیف‌تر بودند. بنابراین برای دانشجو کار آسان‌تر و برای استاد سخت‌تر شده است.

این تغییرات نشان می‌دهد که پیچیدگی وظایف برای افراد مختلف به شیوه‌های متفاوتی دگرگون می‌شود. در برخی بخش‌ها پیچیده‌تر و برخی ساده‌تر می‌شوند و در یک سازمان، برای بعضی افراد کار ساده‌تر و برای برخی دشوارتر می‌گردد.

دومین مسئله‌ی مهم این است که هوش مصنوعی درک آنچه در حال رخ دادن است را برای ما دشوارتر می‌کند؛ چیزی که آن را “رفتار خارج از حلقه” می‌نامیم. این مسئله را در بسیاری از فرایندهای خودکارسازی می‌بینیم، نه فقط در هوش مصنوعی. هرچه چیزی را بیشتر خودکار کنیم، برای اپراتور انسانی سخت‌تر می‌شود که بفهمد دقیقاً چه کاری انجام می‌دهد. در هوش مصنوعی نیز همین‌گونه است، زیرا الگوریتم‌های احتمالات آن شفاف نیستند و نمی‌دانیم پاسخ‌ها چگونه تولید می‌شوند.

دیروز مقاله‌ی بسیار جالبی دیدم که ابزارهای مختلف هوش مصنوعی را با یک روش استاندارد ارزیابی کرده بود. بهترین ابزار هوش مصنوعی دقت کمتر از ۴۰ درصد داشت؛ یعنی ۴۰ درصد خروجی‌ها دقیق و ۶۰ درصد نادرست و ساختگی بودند. بنابراین، چون هوش مصنوعی آن‌ها را تولید کرده، ما قانع می‌شویم که درست هستند. بدترین آن‌ها، که اتفاقاً هوش مصنوعی گوگل بود، فقط حدود ۱۲ درصد دقت داشت؛ یعنی ۸۸ درصد نادرست بود. این ابزارها صرفاً چیزها را می‌سازند. این‌ها خطرات بزرگی برای آینده محسوب می‌شوند، وقتی ۸۸ درصد از آنچه درباره‌اش صحبت می‌کنیم، فاقد پشتوانه معتبر یا مبتنی بر داده‌های نادرست باشد.

علاوه بر این‌ها، چالش‌های بنیادی دیگری نیز وجود دارد؛ مثلاً وقتی از هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم، چه کسی مسئول خروجی‌هاست؟ اگر هوش مصنوعی انجام کاری را توصیه کند، مسئولیت پیامدهای آن با چه کسی خواهد بود؟ آیا ما مسئول بررسی هستیم و چگونه باید آن را بررسی کنیم؟ بنابراین پرسش‌های زیادی در این زمینه مطرح است، اما از دیدگاه من، این دو مسئله در حال حاضر از اهمیت بیشتری برخوردارند.

بله. با اینکه معتقدم نمی‌توان این فناوری را از زندگی روزمره جدا کرد، اما همچنان مسیر طولانی تا دستیابی به توسعه‌ی کامل و قابلیت اعتماد کافی در استفاده‌ی روزمره در پیش است. هرچند داده‌هایی که در حال حاضر به‌دست می‌آوریم ممکن است قابل اعتماد و دقیق به نظر برسند، اما این احتمال وجود دارد که با گذشت زمان و تکامل فناوری، ناچار شویم رویکردهای کنونی خود را بازبینی یا حتی اصلاح کنیم. ممکن است در نهایت دریابیم که برخی مسیرهایی که طی کرده‌ایم کاملاً صحیح نبوده‌اند و نیازمند اتخاذ رویکردهای جدید هستیم. بر اساس مقالاتی که بر پایش و استفاده از هوش مصنوعی برای ارزیابی وضعیت بدنی و بیومتریک در محیط کار تمرکز دارند، روشن است که بسیاری از شرکت‌ها در تلاش‌اند هزینه‌های خود را کاهش دهند. برای نمونه، به‌جای استخدام نیروی انسانی بیشتر، به سیستم‌های هوش مصنوعی برای بهینه‌سازی فرایندهای کاری و ایجاد محیط‌های کار ارگونومیک‌تر اتکا می‌کنند. با این‌حال، نگرانی اصلی به پایش کارکنان مربوط می‌شود؛ اینکه این موضوع چه احساسی در آن‌ها ایجاد می‌کند و چگونه می‌تواند محیط کار را پیچیده‌تر و پر استرس‌تر سازد. نظر شما در این باره چیست؟

وقتی صحبت از پایش می‌شود، چند نکته مطرح است. بخش قابل توجهی از آن به مسائل فرهنگی مربوط می‌شود. برای نمونه، برخی فرهنگ‌ها تمایلی به قرار گرفتن تحت نظارت و مشاهده ندارند، درحالی‌که در برخی دیگر مانند چین، پایش بخشی از مشاغل گوناگون نیز مشاهده می‌کنیم. برای مثال، خلبانان به‌طور مداوم تحت نظارت هستند؛ مکالمات آنان ضبط می‌شود و تمامی اقداماتشان ثبت می‌گردد و این موضوع معمولاً حساسیت برانگیز است. اما اگر همین فرآیند را برای یک منشی در محیط اداری اجرا شود، کاملاً غیرقابل‌قبول تلقی خواهد شد. بنابراین مشاغل مختلف، انتظارات متفاوتی نسبت به پایش دارند.

از دیدگاه من، مسئله کمتر خود پایش است و بیشتر نحوه‌ی استفاده از اطلاعات حاصل از آن مربوط می‌شود. برای مثال، در صنعت هوانوردی، این اطلاعات معمولاً برای سرزنش خلبان به کار نمی‌رود، بلکه با هدف درک دلایل رفتارها و تصمیم‌های آنان و همچنین فهم شرایطی که به موقعیت‌های خاص منجر شده است، مورد استفاده قرار می‌گیرد تا در بلندمدت صنعت ایمنی یابد. این یک صنعت پرریسک است و این رویکرد قابل درک به نظر می‌رسد.

البته مواردی نیز وجود داشته است که از این نوع پایش برای تنبیه خلبانان استفاده شده و درنتیجه موجب شکل‌گیری بی‌اعتمادی شده است. بنابراین مسئله اصلی، نحوه‌ی استفاده از اطلاعات است.

اگر از این اطلاعات برای کاهش تعداد فرصت‌های شغلی، تنبیه افراد یا تغییر شیوه‌ی انجام کارها به کار گرفته شود، این نظام‌های پایشی شکست مواجه خواهند شد. اما اگر در جهت حمایت و کمک به افراد مورد استفاده قرار گیرند، می‌توانند مفید باشند. برای نمونه، در یکی از سخنرانی‌هایم درباره‌ی فناوری‌های جدید نورومانیتورینگ (neuromonitoring) صحبت کردم؛ دستگاه‌های قابل‌حمل که قادر به پایش فعالیت مغز هستند. اگر دانش ما درباره‌ی نورومانیتورینگ به اندازه کافی توسعه یابد، خواهیم توانست افراد را از راه دور پایش کنیم و تشخیص دهیم چه زمانی تحت استرس قرار دارند یا عملکرد مغزشان در سطح مطلوبی نیست. در چنین شرایطی می‌توان به فرد توصیه کرد که استراحت کوتاهی داشته باشد یا قهوه‌ای بنوشد، زیرا در آن لحظه در وضعیت عملکردی بهینه قرار ندارد.

به همین ترتیب، می‌توان از دستگاه‌های پایش عملکرد عضلانی استفاده کرد تا به افراد هشدار داده شود که عضلاتشان دچار خستگی شده‌اند و لازم است فعالیت یا حمل بار را متوقف کنند، زیرا خطر آسیب‌دیدگی وجود دارد. در این حالت، پایش برای در خدمت حمایت از افراد قرار می‌گیرد. همچنین مدیران می‌توانند دریابند که اگرچه انتظار دارند گزارش‌کار فردی تا ساعت ۶ آماده شود، اما کار کردن فرد در شرایط خستگی، برای مثال از ساعت ۴ تا ۶، احتمالاً به تولید خروجی کم‌کیفیت منجر خواهد شد. بنابراین، باید درباره چگونگی استفاده کارآمد از این فناوری‌ها تأمل کنیم. در نهایت، بار دیگر تأکید می‌کنم که مسئله اصلی، نحوه‌ی استفاده از پایش است، نه صرف انجام آن.

خب، برای جمع‌بندی گفت‌وگو، چند سؤال پایانی دارم. در پایان گفت‌وگو، آیا موضوعی وجود دارد که مایل باشید از میان چالش‌های بزرگ ارگونومی، کدام‌یک را شخصاً در دهه‌ی آینده فوری‌تر می‌دانید؟

موضوع پایداری بدون شک مهم‌ترین است. این نظر شخصی من است، زیرا اگر نتوانیم سیاره‌ای پایدار فراهم کنیم، بسیاری از دستاوردهای دیگر ما اهمیت خود را از دست خواهند داد. بقای انسان و برخورداری از زندگی سالم و مولد، در گرو توجه جدی به این مسئله است؛ بنابراین پایداری را مهم‌ترین چالش پیش‌رو می‌دانم.

البته می‌توان از زاویه دیگری نیز به این پرسش پاسخ داد و آن اینکه دشوارترین چالش کدام است؟ اگر به مقاله‌ی “چالش‌های بزرگ” که من نیز از نویسندگان آن هستم رجوع کنیم، به‌باور من، مسئله‌ی اطلاعات نادرست (misinformation) پیچیده‌ترین چالش محسوب می‌شود. به‌نظر می‌رسد انسان‌ها بیش از آنکه به راستی‌آزمایی اطلاعات بپردازند، آمادگی پذیرش اطلاعات نادرست را دارند. از این رو، هرچند پایداری نیز چالشی بزرگ است، اما مسیرهای متعددی برای پرداختن به آن وجود دارد؛ در حالی که مسئله اطلاعات نادرست پیچیدگی بیشتری دارد و حل آن به مراتب دشوارتر است.

در پایان گفت‌وگو، آیا موضوعی وجود دارد که مایل باشید و مطرح کنید و تاکنون در این مصاحبه به آن پرداخته نشده باشد، یا کمتر در سایر مصاحبه‌ها درباره آن سخن گفته‌اید؟

نکته خاص دیگری ندارم. تنها مایلم اشاره کنم که کنگره بعدی انجمن بین‌المللی ارگونومی از ۲۳ تا ۲۵ اوت ۲۰۲۷ در لندن برگزار خواهد شد. خوشحال می‌شویم شاهد حضور متخصصان ایرانی در این رویداد باشیم. همچنین در حال بررسی راهکارهایی برای حمایت از شرکت‌کنندگان بین‌المللی و کاهش هزینه‌های حضور و اقامت آنان در کنگره هستیم.

این مصاحبه در زمستان ۲۰۲۵ انجام شده است.

منبع: فصلنامه علمی – اجتماعی ارگونومی

حتما بخوانید:

⇐ مصاحبه با دکتر ایمان دیانت دکترای ارگونومی

⇐ مصاحبه با دکتر مهناز صارمی دکترای ارگونومی از دانشگاه لویی پاستور فرانسه

⇐ مصاحبه با پروفسور Kathleen Mosier

⇐ مصاحبه با دکتر علیرضا ابوحسین (استادیار بیومکانیک)

5/5 - (1 امتیاز)
اشتراک این مطلب
  • اشتراک در Facebook
  • اشتراک در X
  • Share on WhatsApp
  • اشتراک در LinkedIn
  • اشتراک در Reddit
  • اشتراک در Telegram
  • اشتراک با ایمیل
  • Link to Instagram
0 پاسخ
دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.

دسته‌ها

ورود
عضویت

کاربران ویژه

  • Vip User javad jan
  • Vip User Mehdi Fahimi
  • Vip User Atefeh Nouri
  • Vip User Samira.m
  • Vip User Narges Hosseini
  • Vip User moon19999
  • Vip User ZAHRA MOMENI
  • Vip User parham azhdari
  • Vip User Ali Nuredideh
  • Vip User reyhaneh msd
  • Vip User javad jan
  • Vip User Mehdi Fahimi
  • Vip User Atefeh Nouri
  • Vip User Samira.m
  • Vip User Narges Hosseini
  • Vip User moon19999
  • Vip User ZAHRA MOMENI
  • Vip User parham azhdari
  • Vip User Ali Nuredideh
  • Vip User reyhaneh msd

جستجو در سایت

تبلیغات متنی

  • 1000 نکته کنکوری + خلاصه جزوات ارشد بهداشت حرفه ای
  • جزوات و سوالات تستی آزمون استخدامی
  • تمام شرکت های دولتی و خصوصی در سایت می توانند یک صفحه اختصاصی داشته باشند. برای جزئیات بیشتر کلیک کنید
  • تبلیغات شما در این مکان

درباره ما:

سایت تخصصی دانشجویان بهداشت حرفه ای در سال 1391 راه اندازه شد و با ارائه خدماتی همچون نوشتن و ترجمه مقالات تخصصی, مشاوره و … توانست بعنوان مرجع, برای دانشجویان و دانش آموختگان این رشته شناخته شود و همواره سعی می کند که با بکار بردن بروز ترین متدها رضایت مشتریان و کاربران محترم را فراهم کند.

عضویت در خبرنامه (تغییر ای پی لازم است)
نماد اعتماد الکترونیکی
Instagram-1 Instagram-1
  • 09338413734
  • آ.غ - بوکان - خیابان 55
تمام حقوق مادی و معنوی برای دانشجویان بهداشت حرفه ای محفوظ است
  • ارسال مطلب
  • ارتباط با ما
  • درباره ما و قوانین سایت
رفتن به بالا رفتن به بالا رفتن به بالا
  • ورود
  • عضویت
Google Logo Sign in Google
ورود از طریق فرم

فراموشی رمز عبور؟

به جامعه 23787 نفری مهندسین سایت بپیوندید
Google Logo Sign up with Google
عضویت از طریق فرم
:معادله را حل کنید + =
هر مشکلی در فرایند ثبت نام داشتید از طریق پیامک به شماره 09338413734 اطلاع دهید. (از مرورگرهای کروم و موزیلا استفاده کنید)

رمزتان را فراموش کرده اید؟ لطفا ایمیلتان را وارد کنید تا لینک بازیابی رمز را برایتان بفرستیم. ایمیل بازیابی معمولا به پوشه SPAMیا هرزنامه فرستاده می شود.

برگشت برای ورود به سایت