تبیین علل و وضع آسیب پذیری های کشور در برابر سوانح طبیعی مختلف و شناخت ظرفیت های موجود
تبیین علل و وضع آسیب پذیری های کشور در برابر سوانح طبیعی مختلف و شناخت ظرفیت های موجود
تبیین علل و وضع آسیب پذیری های کشور در برابر سوانح طبیعی مختلف و شناخت ظرفیت های موجود
فرمت: Pdf تعداد صفحات: 37
فهرست:
- علل و ظرفیت آسیب پذیری کشور در برابر سوانح طبیعی
- میزان تاب آوری ملی در برابر سوانح طبیعی
- چالش های کلی مدیریت بحران در ایران
- پیش بینی و مدیریت بحران مؤثر
- اولویت های ملی در کاهش ریسک سوانح
- اولویت های ملی با در نظر گرفتن ظرفیت های داخلی برای کاهش ریسک سوانح ….
- نقشه حریم گسل های تهران
- مدیریت بحران خشک سالی و سیل
- مدیریت بحران سوانح در تهران
هدف آموزشی:
در این بخش، به ظرفیت ها و چالش های کشور در مدیریت سوانح و مدیریت بحران می پردازیم و یادگیری ظرفیت ها و آسیب های موجود برای مدیریت سوانح هدف این بخش است.
علل و ظرفیت آسیب پذیری کشور در برابر سوانح طبیعی
سرزمین ایران در بخش میانی کمربند چین خورده آلپ هیمالیا قرار دارد. این کوه ها از آلپ غربی شروع می شود و به سمت ترکیه، ایران تا هیمالیا ادامه دارد و از آنجا تا سواحل اقیانوس آرام امتداد می یابد. بررسی نقشه های زمین ساخت ایران و کشورهای همجوار نشان میدهد که ایران بین دو پوسته قاره ای قدیمی، یکی عربستان در جنوب غرب و دیگری در توران، شمال شرق فشرده شده است. این مسئله در روندهای ساختمانی ارتفاعات البرز، زاگرس و کوه های مرکزی اثرهای شگرفی بر جا گذاشته و فرونشستگی های حاصل از برخوردها، سرزمین های کویری و بیابانی فلات مرکزی ایران را به وجود آورده است. به علاوه اثرهای برخورد شبه قاره هندوستان به جنوب آسیا در ۴۴ میلیون سال قبل و با سرعت ۶ سانتی متر در سال (ماتابوش، ۱ ۲۰۱۰) روندهای ساختمانی کوه های مشرق و جنوب شرق را به شکل کنونی در آورده است.
هم زمان، فروزمین لغزش پوسته اقیانوسی عمان با سرعت ۳٫۷ سانتی متر در سال به جنوب مکران، باعث چین خوردگی، گسل خوردگی و تغییر روندهای ساختمانی در این ناحیه شده و افیولیت ملانژهای به جامانده مکران شمالی به سن ژوراسیک – پالئوسن با روند شرقی – غربی نتیجه آن است. ضمن آن که آتشفشان های کواترنر، تفتان، بزمان، شاهسواران و سلطان در پاکستان، با نتیجه فروزمین لغزش همین پوسته اقیانوسی و ذوب آن در اعماق در ارتباط است. (درویش زاده، ۱۳۸۴).
ما از جنس و نوع دقیق سنگ های قدیم ایران اطلاع دقیقی نداریم؛ زیرا قدیم ترین سنگ های ایران از نوع دگرگونی و عمدتاً شامل آمفیبولیت، گنیس، میکاشیست، مرمر و حتی میگماتیت اند. سن دگرگونی این سنگها به وسیلهٔ کراوفورد (۱۹۷۲)، حدود ۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیون سال (پرکامبرین پسین) به دست آمده است مانند همین سنگ ها، در مغرب دریاچه ارومیه و زنجان هم دیده شده است با توجه به این که سنگ های دگرگونی مذکور در بسیاری موارد به وسیله توده های آذرین بزرگ قطع شده یا چین خورده و تحت اثر دگرگونی های مجدد قرار گرفته است لذا هر یک از این وقایع سن حوادث پیشین را پیچیده و پرابهام کرده و به علت فقدان فسیل ها در قدیم ترین سنگ های رسوبی معادل آنها، سن واقعی این سنگ ها به رغم اعدادی که کراوفورد (۱۹۷۲) تعیین کرده است برای وی نیز قابل قبول نیست.
در اینجا با استفاده از مشاهدات میکروسکوپی سنگ های دگرگونی پرکامبرین پسین متر، ایران و وضع لایه بندی تکراری آنها در مجموعه پشت بادام و ساغند به ضخامت ۴۰۰۰ متر می توان گفت سنگ های قدیم از نوع رسوبی و تخریبی و سنگ مادر آن عمدتاً مارن، آهک، شیل و کوارتزیت بوده است (حقی پور، ۱۹۷۴) و در اعماق کم تا متوسط آب دریا ته نشین شده اند (درویش زاده، ۱۳۸۴).
سنگ های دگرگونی درجات شدید شامل آمفیبولیت، گنیس، متاگرواک و مرمر، حاصل عملکرد کوهزایی کاتانگان در ایران مرکزی است از این کوه زایی در عربستان با نام کوه زایی حجاز پایانی یاد می شود. (شورمن ۱۹۶۶) در نتیجه این مرحله کوه زایی سنگ های اینفراکامبرین با دگرشیبی زاویه دار یا فرسایشی بر روی سنگ های قدیم قرار دارند. به این ترتیب، به نظر می رسد که پلاتفرم ایران، عربستان، پاکستان، ترکیه و بخشی از افغانستان به صورت یک قطعه قاره ای نسبتاً پایدار درآمد که بعدها با دریایی کم عمق پوشیده، و بر روی آن رسوبات تخریبی و تبخیری اینفراکامبرین نهشته شد. این وضع در اکثر مناطق ایران مرکزی و حتی خاورمیانه برقرار بود و رسوباتی پدید آورد که به آن رسوبات پوشش پلاتفرمی می گویند. سنگ های ایران بسیار مشابه با سنگهای قدیم عربستان مصر، اردن و عمان است. در ضمن، داده های مغناطیسی سنجی دیرینه که از سنگ های قدیم ایران به دست آمده، حاکی از آن است که تا پالئوزوئیک پیشین ایران در بخش شمالی ابر قاره گندوانا قرار داشته و در شمال آن اقیانوس پالئوتتیس وجود داشته است. در اوایل پالئوزوئیک مقدمه جدایش ایران از گندوانا فراهم شد که شواهد و آثار آن به صورت سنگ های آتش فشانی در بعضی مناطق در امتداد گسل زاگرس قابل مشاهده است (بربریان و کینگ، ۱۹۸۱ و بربریان، ۱۹۸۳).
به عقیده بعضی از محققان اقیانوس مزبور از اوایل کربنیفر (حدود ۳۵۰ میلیون سال قبل) به زیر اروپا ـ آسیا (در اینجا به آن اورازیا می گوییم) فروزمین لغزش داشت و از وسعت آن کاسته میشد. این امر با حرکت خرده قاره ایران – افغانستان به سمت شمال مطابقت دارد.
در ضمن همان طور که قبلاً گفته شد در اواخر پالئوزوئیک، بین ایران مرکزی و عربستان شکستگی های عمیقی به وجود آمد و مواد آتشفشانی از آن بیرون ریخته شد که خود مقدمه جدایش ایران مرکزی از عربستان به شمار می آید و سرانجام در همین محل، اقیانوس جدیدی به وجود آمد (در پرمین و تریاس) که به آن اقیانوس نئوتتیس می گویند.
در اواخر تریاس (حدود ۲۱۰ میلیون سال قبل) البرز و ایران مرکزی به اوراز یا متصل، و اقیانوس پالئوتتیس به صورت کامل بسته شد به نحوی که گیاهان ایران که تا آن زمان به گیاهان گندوانایی شباهت داشت شبیه گیاهان آسیایی شد، در ضمن، اقیانوس نئوتتیس به حداکثر گسترش خود رسید.
ولی با توجه به حرکت قاره گندوانا و عربستان به طرف شمال، اقیانوس نئوتتیس به زیر خشکی های شمالی، از آن جمله ایران مرکزی فرورانده شد و این امر موجب چین خوردگی و دگرگونی در ژوراسیک و کرتاسه در بخش مهمی از نوار سنندج – سیرجان گردید.
در حدود ۷۰ میلیون سال قبل (اواخر کرتاسه)، سرانجام، اقیانوس نئوتتیس در ادامه فرورانش، به طور کامل ناپدید شد ولی آثار پوسته اقیانوسی آن را می توان در بعضی از نقاط، مثلاً در حوالی کرمانشاه، نیریز و عمان ملاحظه کرد. در این زمان، البرز از آب خارج و کوه های زاگرس مرتفع تشکیل شد.
ادامه مطلب را با دانلود فایل پیوستی مشاهده کنید.
ورود یا ثبـــت نــــام + فعال کردن اکانت VIP
مزایای اشتراک ویژه : دسترسی به آرشیو هزاران مقالات تخصصی، درخواست مقالات فارسی و انگلیسی، مشاوره رایگان، تخفیف ویژه محصولات سایت و ...
حتما بخوانید:
⇐ مدیریت بحران در سطح محله ها و اماکن شهری
⇐ آشنایی با مفاهیم، اصول، مبانی و مراحل چهارگانه مدیریت بحران




دیدگاهتان را بنویسید
می خواهید در گفت و گو شرکت کنید؟خیالتان راحت باشد :)