صدا و اثرات آن

اثر صدا بر عملکرد

اثر صدا بر عملکرد

اثر صدا بر عملکرد

مقدمه:

اثرات صدا بر عملكرد وظيفه موضوع مطالعات آزمايشگاهي و ميداني گسترده بوده است. واضح است وقتي وظيفه اي نيازمند سيگنالهاي شنيداري است صدا در شدتي كه مانع شنيدن هشدار يا درك آن شود عملكرد را تحت تاثير قرار خواهد داد. يك صداي نا آشنا و شديد نيز باعث آشفتگي و تداخل بيشتر در انجام كارها خواهد شد.

بروز برخي حوادث مي تواند شاخصي از اثرات صدا بر عملكرد باشد. زيرا در صداي بالا افراد خطاهاي بيشتري انجام مي دهند و احتمال بروز حوادث بيشتر است.

فعاليتهاي رواني كه مستلزم كار زياد حافظه كار ي هستند از قبيل توجه به چند پديده در سيستمهاي پيچيده بشدت نسبت به صدا حساس بوده و عملكرد آنها آسيب مي بيند.

در حاليكه استعداد پذيري افراد نسبت به صدا متفاوت است بطور كلي بر اساس مطالعات صداي بالا اثر قطعي بر عملكرد دارد. براي مثال Weston و آدامز(1932) بهره وري صنعتي را در كارگراني كه در معرض صدا بودند اندازه گيري كردند بر اساس نتايج بهره وري در كارگراني كه از گوشي حفاظتي استفاده مي كردند 12% بيشتر بود.

اثر صدا بر عملکرد جسمی:

صدا در محیط کار Sound at work

صدا در محیط کار Sound at work

عملکرد شغلی نيز می تواند در اثر صدا آسيب ببيند. صدا اثر خود را به دو صورت مستقيم يا غير مستقيم از طريق ناراحتی يا نارضايتی شغلی به جا مي گذارد (آبل 1990) گرچه بسياری از مطالعات اوليه نشان دادند که کارگران صنعتی ميتوانند کار خود را بدون تاثير صدا انجام دهند اما مطالعات اخير نتايج ديگری را نشان داده است. برای مثال Bragdon 1973 نشان داد که صدا بويژه وقتي غير منتظره و ناآشنا باشد بشدت عملکرد شغلی را آسيب می زند. علاوه بر اين مواجهه با صدای بالای 90 دسی بل بر اساس گزارش اين محقق باعث افزايش ميزان خطاها شده و هشداری برای وقايع و حوادث غير منتظره خواهد بود. Broadbent همچنين ، بيان می کند که وظايف حسی نيز در اثر صدا آسيب می بيند.

اثر صدا بر عملکرد شغلی يکی از موضوعات بحث انگيز در ميان پژوهشگران بوده است (برودبنت 1978، پولتون، کرايتر 1958) يکی از مشکلات موجود در مطالعه اثر صدا بر عملکرد شغلی، گوناگونی وظايف و صداها ست. صدا می تواند منقطع و يا پيوسته بوده ،موسيقی يا صدای سفيد باشد. وظايف ممکن است به صورت دستی- مهارتی (اعمال خودکار) ، فکری باشد. مطالعات انجام گرفته تمامی شرايط موجود از نظر نوع وظيفه و نوع صدا را در بر نمی گيرند بطور کلی در هر يک دامنه محدودی از شرايط ممکن بررسی شده اند.

نظریات موجود در رابطه با اثرات صدا بر عملکرد:

نظريه مرکب: اين نظريه توسط گلاس و سينگر(1972) بيان شده شامل چهار عامل به قرار زير است:

  1. اثر پوششی(Masking)
  2. ايجاد حواس پرتی
  3. افزايش تحريک يا انگيختگی
  4. انتقال

در زمانی که صدا برای اولين بار پخش می شود سطح انگيختگی افزايش می يابد. افزايش سطح تحريک هم باعث بهبود عملکرد شده و هم فرد را به مبارزه با اثرات تخريبی پوششی صدا و حواس پرتی ترغيب می کند. اما پس از مدتی سطح تحريک به کمتر از حد طبيعی کاهش مي يابد. از اين مرحله به بدن عملکرد دچار افت می شود .در اين مرحله است که به موازات کاهش تحريک اثرات تخريبی پوششی و حواس پرتی صدا عملکرد را دچار نقصان می کند.

انتقال می تواند از محيط بی سر وصدا به محيط پر سر و صدا باشد(انتقال منفی) و يا از شرايط صدا به سکوت (انتقال مثبت) . اين انتقال خواه بلافاصله و خواه چند روز پس از مواجهه رخ دهد تاثيراتی بر عملکرد دارد که ميتواند بهبود يا تضعيف عملکرد باشد.

نظريه برودبنت و پولتون:

نظريه اين دو محقق در مورد اثرات صدا بر عملکرد شغلی متفاوت است .هر دو به قانون يرکز-دادسون استناد کرده اند که ارتباط استرس و عملکرد را بصورت شکل U وارونه بيان می کند.

پولتون معتقدا است:

  1. صدا موجب مختل شدن گفتگوهايی می شود که در درون فرد جريان دارد. افراد نمی توانند آنچه را که فکر می کنند بشنوند.
  2. صدا موجب حواس پرتی می شود.
  3. صدا در مراحل اوليه مواجهه موجب افزايش مفيد تحريک فيزيولوژيک شده اما اين حالت با گذشت زمان کاهش مي يابد.

برودبنت عقيده دارد:

  1. اثرات مخرب صدا به دليل تحريک بيش از حد است و نه به دليل تداخل با گفتگوهای درونی و پوشش آن.
  2. در ترازهای بالا قدرت توجه و درک فرد به شکل مخروط است(به دليل تحريک بيش از اندازه).يعني فرد قادر به تمرکز روی همه اطلاعات نيست و تنها بر بخش مهم توجه می کند در نتيجه خطاهايی روی می دهد. افزايش تحريک می تواند سبب بهبود عملکرد يا کاهش آن شود. سطحی از تحريک که اپراتور در آن بهترين عملکرد شغلی را نشان می دهد سطح تحريک بهينه ناميده می شود .افزايش تحريک از اين مقدار باعث کاهش عملکرد می شود. در مقابل اگر سطح تحريک بسيار پايين آيد افراد برای حفظ هوشياری و بيداری خود دچار مشکل می شوند و بدين ترتيب احتمالاً عملکرد شغلی در اثر نبود تحريک يا انگيختگی لازم کاهش می يابد.

اثر صدا بر عملکرد روانی:

ترازهای ارزیابی صدای محیط کار

ترازهای ارزیابی صدای محیط کار

عملكرد رواني در محيط هاي پر سروصدا يك مشكل هميشگي در محيط هاي كاري و زندگي بشمار مي رود. در بين آزمونهاي عملكرد وظايف محاسباتي براي برآورد پردازش رواني افراد بكار مي رود. نتايج مطالعات درباره اثرات صدا بر عملكرد اين وظايف همواره ثابت و يكسان نبوده در نتيجه توجه به عوامل فردي كه به پردازش اطلاعات اثر مي كنند مورد توجه قرار گرفته است. در بين عوامل فردي تيپ هاي شخصيتي و حساسيت ذهني به صدا بيشتر مطرح شده است.

پردازش اطلاعات:

جنبه های مختلفی از عملکرد شناختی مشخص شده که تحت تاثير صدا قرار می گيرند. آبل (1990) چندين مطالعه را که چنين اثراتی را نشان می دادند بررسی کرد. و نشان دادند که بازخوانی اطلاعات بطور قطعی تحت تاثير صدای زمينه قرار می گيرد گر چه اين اثر بطور ثابت از طرف ديگران تکرار نشده است (برودبنت 1979).ساير مطالعات بررسی شده توسط آبل نشان داد که هوشياری و توجه نيز در اثر صدا آسيب می بيند و اين اثر در مطالعات وانديک، سومان و دريس (1987) هم بدست آمد. علاوه بر اين حتی اگر يک فرد در سر و صدا وظيفه شناختی اش را بخوبی انجام دهد هزينه های ديگری از جمله کاهش ظرفيت روانی يا فيزيولوژيکی در واکنش به درخواست های اضافی و افزايش خستگی پس از اتمام کار وجود خواهد داشت(ميلر 1979).

بيشتر مطالعات بحث اثرات مختل كنندگي صداي زمينه را بر جنبه هاي مختلف عملكرد شناختي بررسي كرده اند. پديده اي به نام اثر گفتگوي نامربوط (ISE) وجود دارد كه در آن افرادي كه وظيفه اي را انجام مي دهند در معرض صداي زمينه (مكالمه) قرار مي گيرند كه ضرورتا به زبان فرد نيست. عملكرد افراد حتي زمانيكه خواسته شد به مكالمه گوش ندهند كاهش يافت. توجه به اين نكته در ادارات بسيار حائز اهميت است.

يکی از شاخص های اصلی و تعيين کننده عملکرد انسان سيستم پردازش اطلاعات انسان است. در تعاملات انسان – سيستم فرد بايد اطلاعات را درک کند، پردازش کند و بر اساس آن اطلاعات تصميم گيری کند که منجر به پاسخ و اقدام عملی ميشود.

يکی از مدلهای معروف که سيستم پردازش اطلاعات انسان را بخوبی نشان می دهد مدل ويکنز است .(Wickens,1992) اين مدل کليه فرآيندها يا مراحل ذهنی از زمان شروع يک محرک در محيط تا زمان پاسخ فرد را شرح ميدهد. در اين مدل علائم محرک نخست از طريق حافظه حسی کوتاه مدت دريافت می شود. سپس معنی و مفهوم اين محرکها ی فيزيکی مشخص می شود (ادراک) سپس تصميم گيری صورت می گيرد که با استفاده از حافظه کوتاه ،بلند مدت و توجه صورت می گيرد.

تاثير استرس بر وظايف پردازش اطلاعات بطور گسترده ای مورد مطالعه قرار گرفته است(Smith 1990,Loeb 1986) گلاس(1970)در بررسی اثرات صدا بر عملکرد به اين نتيجه رسيدند که احتمالاً اثر صدا بر عملکرد بواسطه تاثير آن بر قابليتهای پردازش اطلاعات فرد و تمايل فرد به استفاده از فرايندی است که به نحوی سبب افزايش اين قابليت ها ميشود بوجود مي آيد(17)نتيجه بيشتر مطالعات تحقيقی در اين زمينه اين بوده که استرس(چه محيطی و روانی)ميتواند اثر قطعی بر کارايی عملکرد داشته باشد(Smith 1990).اين اثرات هم بصورت شاخص های عملکردی (زمان واکنش و دقت) وهم شاخص های فيزيولوژيک(فشارخون، تغييرات ضربان قلب) گزارش شده است.

بطور دقيق تر مواجهه با استرس يک اثر منفی بر فرآيندهای حافظه و توجه دارد (Fox,Bukhout,karmer 1990) اين اثر استرس از مطالعات ميدانی متفاوت گزارش شده است.

در مطالعات آزمايشگاهی اثر استرس بر حافظه، استرس روانی توسط بار ذهنی يا روانی و نيز صدا يا ساير عوامل اعمال می شود. صدا اغلب بعنوان يک استرس زای محيطی شناخته می شود.(Veldman,1992 , Smith,1990, Daee & Wilding,1977;Loeb,1986)

آشفتگی های حافظه در اثر صدا در بحث يادگيری و حافظه نشان داده شده است که بدليل مشکلات بر توجه متمرکز شده است. علاوه بر اين بازخوانی اطلاعات نيز در صدا مشکل بوده است .با اين حال پردازش اطلاعات تحت استرس القاء شده ميتواند سريعتر اما با دقت کمتر انجام شود(Hockey & Hamilton 1983) وجود صدا در طول وظايف هوشياری يا توجه مداوم منجر به آلارمهای نادرست بيشتری شده است.Jones,Smith & Broadbent 1979))

صدا باعث بروز آشفتگی های شناختی و حافظه ضعيف در کودکانی که در محيطهای پر سرو صدا زندگی می کنند در مقايسه با کودکان محيطهای ساکت شده است(Cohen, Evans,Krantz & Stakals 1980).

صدا ارتباط آموزشی در کلاس را مختل می کند تا آنجا که روش آموزشی استفاده شده در مدارس نزديک فرودگاه اغلب تحت عنوان آموزش “وقفه موشک” معروف شده است. کوهن و واينشتاين(1981)چندين مطالعه را بررسی کردند که پس از کنترل عوامل اجتماعی و اقتصادی مشخص شد که عملکرد آموزشی کودکان در مدارس ساکت بهتر از مدارس کودکان پر سر و صداست. کوهن و واينشتاين همچنين در تحقيقی نشان دادند که مهارتهايی از قبيل تميز شنيداری و قدرت روخوانی در کودکانی که در محيط پر سروصدا زندگی می کنند حتی اگر مدرسه آنها در محيط پر سروصدا نباشد آسيب می بيند.

Beentjes و همكارانش(1996) پرسشنامه اي را در مورد عادات مطالعه در بين كودكان مدارس تكميل كردند و به اين نتيجه رسيدند كه بيش از 90% كودكان تكاليف خود را در حين گوش دادن به موسيقي و 50 درصد در حين تماشا كردن تلويزيون انجام مي دهند. تعداد زيادي از افراد اعتقاد دارند كه استفاده از رسانه زمينه بر عملكرد تكاليف تاثير سوء دارد.

آرمسترانگ و سوپروي(1997)بيان كردند كه تلويزيون بشدت بر يادگيري و تمركز تاثير دارد زيرا اساسا تلويزيون تنها موسيقي بدون كلام نيست. اصوات صوتي در مكالمه گفته مي شود كه پردازش صوتي را كه در درك مطلب و يادگيري اطلاعات كلامي موثر است مختل مي كند. اين محققان در مطالعه خود بر روي 83 دانشجو در مورد بازخواني صوتي(اعداد و ارقام) و تجسم فضايي حافظه كاري در محيط هاي ساكت و هنگام روشن ودن تلويزيون بررسي كردند. در هنگام روشن بودن تلويزيون حافظه صوتي آسيب ديد اما عملكرد تجسم تغييري نشان نداد. كوهن و همكاران(1980) به اثرات صداي هواپيما بر دانش آموزان نزديك فرودگاه توجه كردند آنها نه تنها به عملكرد علمي بلكه به استراتژيهاي توجهي، مداومت در حل مسئله و عملكرد شناختي در طول يك سال توجه كردند آنها به اين نتيجه رسيدند كه افراديكه با صدا مواجهه بودند مقاومت كمتري در برابر آشفتگي هاي شنيداري داشتند و مداومت كمتري در حل مسئله در مقايسه با دانش آموزان مدارس بي سرو صدا داشتند.

Turnball 1997 عادات مطالعه دانشجويان و حساسيت آنها به صدا را ارزيابي كردند. كليه افراد يك آزمون درك مطلب تحت شرايط سكوت و پر سروصدا را انجام دادند و بر خلاف انتظار آنها دانشجوياني كه يك وضعيتي را ترجيح داده بودند عملكرد بهتري در آن وضعيت نداشتند. در حقيقت كليه شركت كنندگان در شرايط مواجهه با صدا كمي بهتر بودند . دو متغير مهم در اينجا وجود دارد:

سابقه مطالعه با صداDaousis و (Mckolive (1986 نشان دادند كه عادت به مطالعه مهم است. در افراديكه همواره با موسيقي مطالعه مي كنند يا در شرايط سكوت ، الگوي عملكرد متفاوتي وجود دارد.

شخصيت: درونگرايي و برونگرايي در حساسيت فرد به صدا موثر است. چندين مطالعه نشان داده كه افراد برون گرا مطالعه در محيط پر سرو صدا يا موسيقي را ترجيح مي دهند در حاليكه افراد درونگرا بر عكس محيط بي سرو صدا را ترجيح مي دهند. سرو صدا سطح تحريك ضعيف برونگرايان را افزايش مي دهد تا به سطح مطلوب برسد رد حاليكه براي درونگراياني كه بشدت تحريك مي شوند افت عملكرد روي مي دهد.

در تاثير صدا بر عملکرد شدت و نوع صدا خيلی مهم است بيشتر مطالعات آزمايشگاهی از صدای سفيد پيوسته استفاده کرده اند .در مطالعات ميدانی صدای محيطی(که خيلی متغير است) بيشتر بررسی شده است. اسميت شواهدی مي آورد در تاثير صدای معنی دار در مقايسه با صدای سفيد بر پردازش شناختی بويژه وظيفه مستلزم پردازش معنايی يا استدلال است.

در مورد تفاوتهای فردی از نظر حساسيت يا اثرپذيری اعمال شناختی از استرس بويژه صدا کار چندانی صورت نگرفته است(Smith ,1990, Loeb 1980).

جدا از برخي مطالعات در ارتباط با عوامل شخصيتي در اثر ات صدا ما اطلاعات كمي درباره تفاوتهاي فردي در استعدادپذيري به اين اثرات داريم با اين وجود اين مسئله مهم است.ellermeier و (zimmer (1997 در مطالعه اي يادآوري 72 نفر از مجموعه اي از اعداد 9 رقمي كه بطور بصري ارائه مي شدند را بررسي كردند. در طول نمايش اعداد افراد يا با مكالمه بلند به زبان خارجي ، صداي صورتي يا سكوت مواجه بودند. سپس آزمايش يك ماه بعد تكرار شد. در بين معيارهاي شناختي،افراد بايد ميزان تاثير هر يك از شرايط بر عملكرد آنها قبل و بعد از پايان مطالعه داشته باشند. آنها همچنين پرسشنامه اي در مورد حساسيت فردي به صدا تكميل كردند . با اينكه عملكرد در شرايط مواجه با صداي آرام و صورتي تفاوتي نداشت اما ميزان خطاها بالا بود. علاوه بر اين در حاليكه در همه گروهها عملكرد با تمرين بهبود يافت اما عملكرد در مواجهه با مكالمه در مقايسه با دو گروه ديگر بيشتر مختل شد. در نهايت افراد حساس خطاهاي بيشتري داشتند و زنان قضاوت دقيق تري درباره حساسيت خود به صدا داشتند و بيشتر تحت تاثير قرار گرفتند.

(Jones (1994 فرضيه ” تغيير وضعيت ” را به تشريح اين پديده مطرح كرد. اين فرضيه بيان مي كند كه جزء اصلي( ISE) تغيير وضعيت از مطلب شنيداري نامربوط است .

کوهن اين نظريه را مطرح کرد که صدا يک بار يا فشاری بر توانائيهای شناختی فرد تحميل می کند . (Dornic (1986 بيان کرد که استرس(صدا) باعث افزايش تفاوتهای فردی پنهانی در کارايی پردازش اطلاعات می شود. بهر حال تفاوتهای نگرشی (نگرش مثبت يا منفی نسبت به عامل استرس) يا تفاوت در برخی ابعاد شخصيتی می تواند بعنوان يک فاکتور مهم در حساسيت به صدا مطرح باشد.

بنظر می رسد درونگرايی و برونگرايی در حساسيت به صدا بعنوان يک عامل اسنرس زا در عملکرد نقش داشته باشد. (Eysenck (1974 با اندازه گيری تحريک يا انگيختگی که توسط پرسشنامه اندازه گیری شده بود نشان داد که بازيابی از حافظه در افراد برونگرا تسهيل اما در افراد درونگرا آسيب می بيند. تفسير نتايج اين تحقيق اين بود که سطح تحريک متفاوت است و افراد درونگرا سطح تحريک بالاتری دارند.

اسميت (1990) بيان میکند که صدا با کراحل ورود و خروج پردازش اطلاعات تداخل می کند و اثر کمی بر حافظه کاری دارد.

در مطالعه ديگر N-Brand وهمکاران در سال 1994 به نقش تاثير صدا بر پردازش اطلاعات در دو گروه افراد انعطاف پذير و انعطاف ناپذير پرداخته است(6)در اين مطالعه 52 نفر زن و مرد بطور تصادفی در دو گروه 27 و 25 نفری برای شرايط صدا و سکوت انتخاب شدند. پس از تعيين انعطاف پذيری و ناپذيری آنها به چهار گروه بشرح زير تفکيک شدند:

  1. گروه انعطاف پذير
  2. گروه انعطاف ناپذير
  3. گروه کنترل انعطاف ناپذير
  4. گروه کنترل انعطاف پذير

سه وظيفه پردازش اطلاعات به افراد واگذار شد. اثر کلی صدا در مقايسه با شرايط سکوت قابل ملاحظه نبود اما با در نظر گرفتن فاکتور انعطاف پذيری، افراد انعطاف ناپذير در شرايط سر و صدا سريعتر ولی با دقت کم کار می کردند. اما افراد انعطاف پذير در شرايط سکوت سريعتر و با دقت بيشتر کار می کردند .نتيجه گيری کلی از اين مطالعه اين بود که صدا بر عملکرد پردازش اطلاعات برخی افراد تاثير سوء قطعی اما بر برخی ديگر ممکن است مفيد باشد.

برودبنت 1979و جونز 1983 بيان داشتند که عملکرد در وظايف پردازش انی از قبيل STroop اغلب تحت تاثير صدا قرار می گيرد. اما نوع تاثير بوسيله متغيرهای ديگر تعيين می شود.

Johana Bengtsson در مطالعه اي تاثير صداي با فركانس پايين (Hz 200-20) بر عملكرد و راحتي افراد را بررسي كردند . اين صداها در محيط هاي كار از سيستمهاي تهويه ،گرمايش و كامپيوترها و كمپرسورها حاصل مي شوند. نتايج نشان داد كه صداي با فركانس پايين عملكرد را در وظايفي كه نيازمند پردازش شناختي بيشتري هستند آسيب مي زند. افراد حساس به اين نوع صدا يا صدا عمومي عملكرد پايين و ناراحتي بيشتري را نشان دادند. مواجهه با صداي با فركانس پايين باعث بالا رفتن سطح كورتيزول در افراد حساس شد. اثرات تحت تاثير باركاري و حساسيت فرد بود. افت مشاهده شده در عملكرد به تاثير بر يادگيري و كاهش توجه نسبت داده شد.

در كل از مطالعات آزمايشگاهي جامع در زمينه اثرات صدا بر عملكرد رواني ميتوان نتايج زير را استخراج كرد:

  • وظايف يكنواخت، ساده و روزمره از قبيل وظايف هوشياري و زمان واكنش انتخابي در اثر صداي زير 95 dB مختل مي شود.
  • در مورد وظايف پيچيده كه مبتني بر پردازش مطلب در حافظه كاري است اثرات صدا از ترازهاي 70 تا 80 دسي بل قابل اثبات است. اين اثرات شامل باريك شدن تمركز توجهي است كه معمولا بصورت تمايل فرد به استراتژيهاي خيلي ساده و ابتدائي ديده مي شود.
  • در بروز اثرات مختل كنندگي صداي زمينه نوع صدا مهمتر از تراز آن است. بطور كلي صداي با باند وسيع و پيوسته با تراز متوسط هيچ اثر منفي بر عملكرد ندارد و حتي ممكن است اثر مثبت بر عملكرد و رفاه داشته باشد چون آن تا حدي صداهاي مزاحم ،مكالمات همكاران و زنگ تلفن را از بين مي برد.(Loewen and suedfeld 1992) از طرف ديگر صداي متغير از قبيل گفتگو، موسيقي يا صداي تايپ باعث افت عملكرد حتي در ترازهاي پايين مي شود(Smith).

حافظه كوتاه مدت كلامي كه بعنوان زير مجموعه اي از حافظه كاري كه براي ذخيره اطلاعات گفتاري مي باشد اثبات شده كه بيشتر تحت تاثير اثرا سوء صدا قرار مي گيرد. مطالعات بسياري اثرات مختل كننده و شديد صداي منقطع را بر وظايفي كه متكي براين سيستم قرار مي گيرد. مطالعات بسياري اثرات مختل كننده و شديد صداي منقطع را بر وظايفي كه متكي بر اين سيستم هستند تائيد مي كند. (Klatte ,hellbruck 1993 ,Klatte ,Kilcher hellbruck 1995 , jones 1995) اثر مزاحم تحت عنوان بر اساس تعدادي از تحقيقات جديد حافظه كوتاه مدت كلامي بعنوان يك عامل مهم در فراگيري زبان مادري مي باشد. اثر گفتگوي نامربوط ناميده مي شود كه مي تواند همراه صداي زمينه وجود داشته باشد اين اثر در ترازهاي پايين صدا (حدود 45 دسي بل) بروز مي كند و حتي در زباني كه كاملا براي فرد بيگانه است اثر خود را بر جا مي گذارد. در نتيجه اثر را نميتوان به آشفتگي توجه در اثر محتوي متن يا فعال شدن بدليل تراز صدا ربط داد. صداي مكالمه بنظر مي رسد بطور مستقيم و خودكار به حافظه كوتاه مدت دسترسي پيدا كرده و با واحدهاي اطلاعاتي كه در آن زمان در حال ذخيره شدن هستند تداخل مي كند.

بر اساس تعداي از تحقيقات جديد حافظه كوتاه مدت كلامي بعنوان عامل مهمي در فراگيري زبان مادري مي باشد بنابر اين بايد فرض كرد كه عملكردهاي اصلي نسبت به اثرات مزاحم كلام نامربوط بيشتر مستعد هستند در نتيجه كودكان مدارس كودكستان و ابتدايي بيشتر مستعد به اثرات مزاحم صداي نامربوط هستند.

 

  • هرگونه سوالی در رابطه با اثر صدا بر عملکرد داشتید در نظرات ثبت کنید تا بررسی شود.

    هر مطلبی لازم داشتید, کافیه سفارش دهید تا در سایت قرار گیرد.

 

حتما بخوانید:

روشهای کاربردی کنترل صدا در صنعت

⇐ پروژه کنترل صدا در صنعت

جزوه صدا و ارتعاش دکتر منظم

 

مدیر وبسایت تخصصی دانشجویان بهداشت حرفه ای, علاقمند به ایمنی و بهداشت و نرم افزارهای مربوطه هستم و همراه با تیم تخصصی سعی می کنم که محیطی پرباری را برای شما عزیزان فراهم کنم.
با عضویت در خبرنامه ایمیلی جدیدترین مطالب را در ایمیل تان دریافت کنید. اعضاء خبرنامه و صفحات اجتماعی ACGIH از امکانات ویژه ای برخوردار خواهند شد !!! تعداد افراد فید برنر
0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

معادله زیر را حل کنید: *